reprobated

[ایالات متحده]/ˈrɛprəbeɪtɪd/
[بریتانیا]/ˈrɛprəbeɪtɪd/

ترجمه

adj. شریر; فاسد
n. کلاهبردار; ریاکار
v. انتقاد کردن یا رد کردن

عبارات و ترکیب‌ها

reprobated behavior

رفتار نکوهش‌شده

reprobated actions

اقدامات نکوهش‌شده

reprobated conduct

رفتار نکوهش‌شده

reprobated ideas

ایده‌های نکوهش‌شده

reprobated practices

روش‌های نکوهش‌شده

reprobated individuals

افراد نکوهش‌شده

reprobated thoughts

افکار نکوهش‌شده

reprobated principles

اصول نکوهش‌شده

reprobated values

ارزش‌های نکوهش‌شده

reprobated norms

هنجارهای نکوهش‌شده

جملات نمونه

the community reprobated his actions as unacceptable.

جامعه اعمال او را غیرقابل قبول دانست.

many reprobated the decision to cut funding for education.

بسیاری از افراد تصمیم به کاهش بودجه آموزش را محکوم کردند.

she felt reprobated by her peers for her choices.

او احساس می‌کرد که به دلیل انتخاب‌هایش توسط همسالانش محکوم شده است.

his behavior was reprobated by the entire organization.

رفتار او توسط کل سازمان محکوم شد.

the new policy was reprobated by the public.

سیاست جدید توسط مردم محکوم شد.

they reprobated the idea of unfair treatment.

آنها ایده رفتار ناعادلانه را محکوم کردند.

critics reprobated the film for its lack of originality.

منتقدان فیلم را به دلیل فقدان اصالت محکوم کردند.

he was reprobated for his unethical business practices.

او به دلیل روش‌های تجاری غیر اخلاقی خود محکوم شد.

the proposal was quickly reprobated by experts in the field.

پیشنهاد به سرعت توسط متخصصان این حوزه محکوم شد.

she felt that her lifestyle was often reprobated by society.

او احساس می‌کرد که سبک زندگی او اغلب توسط جامعه محکوم می‌شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید