unalloyed

[ایالات متحده]/ʌnə'lɒɪd/
[بریتانیا]/ˌʌnə'lɔɪd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. خالص؛ اصیل؛ نه مخلوط با سایر مواد

جملات نمونه

unalloyed blessings; unalloyed relief.

موهبت های خالص؛ تسکین خالص.

Shall consist of clean, unalloyed, uncoated copper scrap clippings, punchings, bus bars, commutator segments and wire not less than 1/16 of the inch thick, free o burnt wire which is brittle;

شامل ضایعات مسی تمیز، خالص، بدون پوشش، ضایعات برش خورده، پانچ‌ها، نوار باس، قطعات کموتاتور و سیم با ضخامت حداقل 1/16 اینچ، بدون سیم سوخته و شکننده خواهد بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید