unapparent

[ایالات متحده]/ˌʌnəˈpærənt/
[بریتانیا]/ˌʌnəˈpærənt/

ترجمه

adj. به وضوح قابل مشاهده یا درک نیست

عبارات و ترکیب‌ها

unapparent issues

مشکلات غیرواضح

unapparent causes

علت‌های غیرواضح

unapparent risks

خطرات غیرواضح

unapparent benefits

مزایای غیرواضح

unapparent factors

عوامل غیرواضح

unapparent effects

اثرات غیرواضح

unapparent symptoms

علائم غیرواضح

unapparent changes

تغییرات غیرواضح

unapparent challenges

چالش‌های غیرواضح

unapparent connections

ارتباطات غیرواضح

جملات نمونه

his talent was unapparent until he performed on stage.

استعداد او تا زمانی که روی صحنه اجرا کرد، غیرقابل‌توجه بود.

the issues in the project were unapparent at first glance.

مشکلات پروژه در نگاه اول غیرواضح بود.

her feelings for him remained unapparent for years.

احساسات او نسبت به او سال‌ها غیرقابل‌توجه باقی ماند.

there are unapparent risks involved in this investment.

خطرات غیرقابل‌توجهی در این سرمایه‌گذاری وجود دارد.

unapparent details can often lead to misunderstandings.

جزئیات غیرقابل‌توجه اغلب می‌تواند منجر به سوءتفاهم شود.

the beauty of the landscape was unapparent in the fog.

زیبایی منظره در مه غیرقابل‌توجه بود.

his dedication to work was unapparent to his colleagues.

تعهد او به کار برای همکارانش غیرقابل‌توجه بود.

unapparent symptoms can complicate the diagnosis.

علائم غیرقابل‌توجه می‌توانند تشخیص را پیچیده کنند.

the solution to the problem was unapparent until we analyzed it closely.

راه‌حل مشکل تا زمانی که آن را به دقت تجزیه و تحلیل کردیم، غیرقابل‌توجه بود.

she had an unapparent talent for painting that surprised everyone.

او استعداد پنهانی در نقاشی داشت که همه را شگفت‌زده کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید