unappreciative

[ایالات متحده]/ʌnəˈpriːʃətɪv/
[بریتانیا]/ʌnəˈpriːʃəˌtɪv/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. چیزی را شناسایی یا ارزش‌گذاری نکردن

عبارات و ترکیب‌ها

unappreciative behavior

رفتار ناشکرانه

unappreciative comments

نظرات ناشکرانه

unappreciative attitude

نگاه ناشکرانه

unappreciative friends

دوستان ناشکرانه

unappreciative audience

تماشاچیان ناشکرانه

unappreciative remarks

اظهارات ناشکرانه

unappreciative response

پاسخ ناشکرانه

unappreciative partner

همراه ناشکرانه

unappreciative colleagues

همکاران ناشکرانه

جملات نمونه

he felt unappreciative of her efforts.

او احساس می‌کرد که قدردان تلاش‌های او نیست.

being unappreciative can damage relationships.

بی‌احترامی می‌تواند به روابط آسیب برساند.

she was unappreciative of the help she received.

او قدردان کمکی که دریافت کرده بود نبود.

his unappreciative attitude surprised everyone.

حرف‌های بی‌ادبانه او همه را شگفت‌زده کرد.

they were unappreciative of the team's hard work.

آنها قدردان تلاش‌های تیم نبودند.

being unappreciative can lead to misunderstandings.

بی‌احترامی می‌تواند منجر به سوء تفاهم شود.

she often seemed unappreciative of the little things.

او اغلب به نظر می‌رسید که قدردان چیزهای کوچک نیست.

his unappreciative comments hurt her feelings.

حرف‌های بی‌ادبانه او باعث ناراحتی او شد.

don't be unappreciative of the opportunities you have.

از فرصت‌هایی که دارید قدردان نباشید.

she realized her unappreciative behavior was wrong.

او متوجه شد که رفتار بی‌ادبانه‌اش اشتباه است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید