unapproached

[ایالات متحده]/ʌnəˈprəʊtʃt/
[بریتانیا]/ʌnəˈproʊtʃt/

ترجمه

adj. بی‌نظیر یا رقیب نداشتن

عبارات و ترکیب‌ها

unapproached territory

سرزمین دست‌نخورده

unapproached idea

ایده دست‌نخورده

unapproached challenge

چالش دست‌نخورده

unapproached concept

مفهوم دست‌نخورده

unapproached potential

ظرفیت دست‌نخورده

unapproached issue

مشکل دست‌نخورده

unapproached subject

موضوع دست‌نخورده

unapproached market

بازار دست‌نخورده

unapproached area

منطقه دست‌نخورده

unapproached goal

هدف دست‌نخورده

جملات نمونه

the unapproached mountain stood tall against the sky.

کوه نرسیده، در برابر آسمان سربرآورده بود.

many unapproached areas in the forest are rich in biodiversity.

مناطق نرسیده بسیاری در جنگل، غنی از تنوع زیستی هستند.

his unapproached ideas challenged conventional thinking.

ایده‌های نرسیده او تفکر سنتی را به چالش کشید.

the unapproached concepts in the research opened new avenues.

مفاهیم نرسیده در تحقیقات، مسیرهای جدیدی را گشود.

she felt unapproached by the crowd at the event.

او احساس کرد که در این رویداد، جمعیت از او دور هستند.

an unapproached book can hold many secrets.

یک کتاب نرسیده می‌تواند رازهای زیادی را در خود جای دهد.

the unapproached territory was unexplored for years.

سرزمین نرسیده سال‌ها بدون کشف باقی ماند.

he remained unapproached despite his popularity.

او با وجود محبوبیتش، نرسیده باقی ماند.

the unapproached beauty of the landscape took her breath away.

زیبایی نرسیده مناظر، او را به حیرت آورد.

some unapproached theories may prove to be groundbreaking.

برخی از نظریه‌های نرسیده ممکن است زمینه‌ساز باشند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید