visited

[ایالات متحده]/[ˈvɪzɪtɪd]/
[بریتانیا]/[ˈvɪzɪtɪd]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. 去探望某人或某物,尤其是短暂停留;曾经去过某地。
adj. 曾经去过某地的。

عبارات و ترکیب‌ها

visited london

لندن را بازدید کردم

visiting relatives

بازدید از اقوام

visited yesterday

دیروز بازدید کردم

often visited

اغلب بازدید شده

visited the museum

موزه را بازدید کردم

visiting hours

ساعات بازدید

visited friends

دوستان را بازدید کردم

have visited

بازدید کرده‌ام

visited site

سایت بازدید شده

visited area

منطقه بازدید شده

جملات نمونه

we visited the museum last weekend.

ما آخر هفته به موزه رفتیم.

have you ever visited paris?

آیا تا به حال از پاریس بازدید کرده‌اید؟

they visited their grandparents in florida.

آن‌ها از پدربزرگ و مادربزرگ خود در فلوریدا بازدید کردند.

the tour guide visited several historical sites.

راهنمای تور از چندین سایت تاریخی بازدید کرد.

i visited a friend who was feeling unwell.

من از دوستی که احساس بیماری داشت، بازدید کردم.

she visited the local farmers market.

او از بازار محلی کشاورزان بازدید کرد.

he visited the website to learn more.

او برای یادگیری بیشتر از وب‌سایت بازدید کرد.

we visited the ancient castle ruins.

ما از ویرانه‌های قلعه باستانی بازدید کردیم.

they visited the art gallery downtown.

آن‌ها از گالری هنر در مرکز شهر بازدید کردند.

i visited the company's headquarters.

من از دفتر مرکزی شرکت بازدید کردم.

the students visited the science lab.

دانش‌آموزان از آزمایشگاه علوم بازدید کردند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید