unassailably clear
واضح به طور غیرقابل مناقشه
unassailably true
درست به طور غیرقابل مناقشه
unassailably strong
قوی به طور غیرقابل مناقشه
unassailably right
درست به طور غیرقابل مناقشه
unassailably valid
معتبر به طور غیرقابل مناقشه
unassailably safe
ایمن به طور غیرقابل مناقشه
unassailably sound
سالم به طور غیرقابل مناقشه
unassailably just
عادلانه به طور غیرقابل مناقشه
unassailably perfect
بی نقص به طور غیرقابل مناقشه
unassailably ethical
اخلاقی به طور غیرقابل مناقشه
her argument was unassailably strong, leaving no room for doubt.
استدلال او به طور غیرقابلاجابهای قوی بود و جای شک و شبههای باقی نمیگذاشت.
the evidence presented was unassailably clear, convincing everyone.
دلایل ارائه شده به طور غیرقابلاجابهای واضح بود و همه را متقاعد کرد.
he unassailably proved his point during the debate.
او به طور غیرقابلاجابهای در طول بحث، ادعای خود را ثابت کرد.
her qualifications are unassailably impressive for this position.
صلاحیتهای او برای این سمت به طور غیرقابلاجابهای چشمگیر است.
the theory is unassailably supported by extensive research.
این نظریه به طور غیرقابلاجابهای توسط تحقیقات گسترده پشتیبانی میشود.
his reputation is unassailably built on years of hard work.
شهرت او به طور غیرقابلاجابهای بر اساس سالها تلاش بنا شده است.
the facts are unassailably in favor of the new policy.
واقعیتها به طور غیرقابلاجابهای به نفع سیاست جدید هستند.
she presented her case unassailably, winning the jury's favor.
او پرونده خود را به طور غیرقابلاجابهای ارائه کرد و نظر هیئت منصفه را جلب کرد.
the results were unassailably accurate, confirming the hypothesis.
نتایج به طور غیرقابلاجابهای دقیق بودند و فرضیه را تأیید کردند.
his logic was unassailably sound, leaving no counterarguments.
استدلال او به طور غیرقابلاجابهای درست بود و هیچ استدلال متقابلی باقی نمیگذاشت.
unassailably clear
واضح به طور غیرقابل مناقشه
unassailably true
درست به طور غیرقابل مناقشه
unassailably strong
قوی به طور غیرقابل مناقشه
unassailably right
درست به طور غیرقابل مناقشه
unassailably valid
معتبر به طور غیرقابل مناقشه
unassailably safe
ایمن به طور غیرقابل مناقشه
unassailably sound
سالم به طور غیرقابل مناقشه
unassailably just
عادلانه به طور غیرقابل مناقشه
unassailably perfect
بی نقص به طور غیرقابل مناقشه
unassailably ethical
اخلاقی به طور غیرقابل مناقشه
her argument was unassailably strong, leaving no room for doubt.
استدلال او به طور غیرقابلاجابهای قوی بود و جای شک و شبههای باقی نمیگذاشت.
the evidence presented was unassailably clear, convincing everyone.
دلایل ارائه شده به طور غیرقابلاجابهای واضح بود و همه را متقاعد کرد.
he unassailably proved his point during the debate.
او به طور غیرقابلاجابهای در طول بحث، ادعای خود را ثابت کرد.
her qualifications are unassailably impressive for this position.
صلاحیتهای او برای این سمت به طور غیرقابلاجابهای چشمگیر است.
the theory is unassailably supported by extensive research.
این نظریه به طور غیرقابلاجابهای توسط تحقیقات گسترده پشتیبانی میشود.
his reputation is unassailably built on years of hard work.
شهرت او به طور غیرقابلاجابهای بر اساس سالها تلاش بنا شده است.
the facts are unassailably in favor of the new policy.
واقعیتها به طور غیرقابلاجابهای به نفع سیاست جدید هستند.
she presented her case unassailably, winning the jury's favor.
او پرونده خود را به طور غیرقابلاجابهای ارائه کرد و نظر هیئت منصفه را جلب کرد.
the results were unassailably accurate, confirming the hypothesis.
نتایج به طور غیرقابلاجابهای دقیق بودند و فرضیه را تأیید کردند.
his logic was unassailably sound, leaving no counterarguments.
استدلال او به طور غیرقابلاجابهای درست بود و هیچ استدلال متقابلی باقی نمیگذاشت.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید