irrefutably

[ایالات متحده]/[ˌɪrɪˈfjuːtəbli]/
[بریتانیا]/[ˌɪrɪˈfjuːtəbli]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adv. به گونه‌ای که قابل مناقشه نباشد؛ بدون تردید؛ به گونه‌ای که رد آن غیرممکن باشد.

عبارات و ترکیب‌ها

irrefutably true

اثبات‌ناپذیرانه درست

irrefutably proven

اثبات‌ناپذیرانه اثبات‌شده

irrefutably clear

اثبات‌ناپذیرانه واضح

irrefutably demonstrated

اثبات‌ناپذیرانه نشان داده شده

irrefutably established

اثبات‌ناپذیرانه مستقر شده

being irrefutably

در حال اثبات‌ناپذیرانه بودن

irrefutably evident

اثبات‌ناپذیرانه آشکار

irrefutably shows

اثبات‌ناپذیرانه نشان می‌دهد

irrefutably supports

اثبات‌ناپذیرانه پشتیبانی می‌کند

irrefutably indicates

اثبات‌ناپذیرانه نشان می‌دهد

جملات نمونه

the data irrefutably demonstrates a correlation between exercise and improved mood.

داده‌ها به طور غیرقابل انکاش نشان می‌دهند که همبستگی بین ورزش و بهبود خلق و خو وجود دارد.

the evidence irrefutably points to the defendant's guilt in this case.

شواهد به طور غیرقابل انکاش به گناه بودن متهم در این پرونده اشاره می‌کند.

scientific research irrefutably establishes the link between smoking and lung cancer.

تحقیقات علمی به طور غیرقابل انکاش ارتباط بین سیگار کشیدن و سرطان ریه را ثابت می‌کند.

the historical record irrefutably documents the events of that era.

سوابق تاریخی به طور غیرقابل انکاش وقایع آن دوران را مستند می‌کند.

the court found the alibi irrefutably false after reviewing the security footage.

دادگاه پس از بررسی فیلم‌های امنیتی، متوجه شد که ادعای بی‌گناهی به طور غیرقابل انکاش نادرست است.

the study irrefutably showed that the new drug was effective in treating the condition.

مطالعه نشان داد که دارو جدید به طور غیرقابل انکاش در درمان این بیماری موثر بود.

the witness testimony irrefutably placed the suspect at the scene of the crime.

شهادت شاهدان به طور غیرقابل انکاش مشکوک را در صحنه جرم قرار داد.

the physics irrefutably explains the motion of celestial bodies.

فیزیک به طور غیرقابل انکاش حرکت اجرام آسمانی را توضیح می‌دهد.

the audit irrefutably revealed financial irregularities within the company.

بازرسی مالی به طور غیرقابل انکاش ناهنجاری‌های مالی را در شرکت نشان داد.

the logic irrefutably supports the conclusion that the argument is valid.

منطق به طور غیرقابل انکاش از نتیجه‌گیری مبنی بر معتبر بودن استدلال حمایت می‌کند.

the results irrefutably confirmed the hypothesis being tested.

نتایج به طور غیرقابل انکاش فرضیه‌ای که در حال آزمایش بود را تایید کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید