unavailably

[ایالات متحده]/ˌʌnəˈveɪəbli/
[بریتانیا]/ˌʌnəˈveɪəbli/

ترجمه

adv. به گونه‌ای که در دسترس نیست؛ به شکلی که در دسترس نیست

جملات نمونه

the spokesperson commented unavailably that no further details would be provided.

سخنگو به طور ناموفق گفت که جزئیات بیشتری ارائه نخواهد شد.

the witness testified unavailably, refusing to answer crucial questions.

شاهد به طور ناموفق گواهی گذاشت و از پاسخ دادن به سوالات حیاتی پشیمان شد.

the server remained unavailably silent during the entire system failure.

سرور در طول کلیت فاشلی سیستم به طور ناموفق ساکت ماند.

she smiled unavailably when asked about her mysterious disappearance.

او به طور ناموفق لبخند زد وقتی درباره گم شدن غمگینش پرسیده شد.

the company has acted unavailably throughout the investigation period.

شرکت در طول دوره تحقیقات به طور ناموفق عمل کرده است.

he nodded unavailably, neither confirming nor denying the rumors.

او به طور ناموفق نگاه کرد و هیچ گونه اطلاعاتی درباره این گفته ها نداد.

the official responded unavailably to repeated media inquiries.

این مقام به طور ناموفق به پرسش های رسانه ای تکراری پاسخ داد.

the classified files remained unavailably locked in the basement archives.

فایل های طبقه بندی شده به طور ناموفق در آرشیو زیرزمینی قفل شده باقی ماندند.

the minister's statement was unavailably vague on the sensitive topic.

اعلامیه وزیر در مورد موضوع حساس به طور ناموفق غمگین بود.

the service stayed unavailably down during peak business hours.

خدمت در ساعات اوج فعالیت به طور ناموفق غمگین بود.

she stood unavailably by the window, avoiding the confrontation.

او به طور ناموفق در کنار پنجره ایستاد و از تقابل پرهیز کرد.

the evidence stayed unavailably concealed from the defense team.

دلایل به طور ناموفق از تیم دفاعی پنهان ماند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید