unobtainably expensive
بهطور غیرقابل دستیابی گران
unobtainably rare
بهطور غیرقابل دستیابی نادر
unobtainably high
بهطور غیرقابل دستیابی بالا
unobtainably scarce
بهطور غیرقابل دستیابی کم
priced unobtainably
بهطور غیرقابل دستیابی قیمت گذاری شده
unobtainably out of reach
بهطور غیرقابل دستیابی خارج از دسترس
unobtainably distant
بهطور غیرقابل دستیابی دور
unobtainably exclusive
بهطور غیرقابل دستیابی انحصاری
unobtainably precious
بهطور غیرقابل دستیابی گرانبهقیمت
unobtainably luxurious
بهطور غیرقابل دستیابی لوکس
the vintage wine was unobtainably expensive, beyond the budget of even wealthy collectors.
شامپاگن قدیمی بهطور غیرقابل دستیابی گران بود، حتی فراتر از بودجه جمعیتهای ثروتمند.
that species of orchid is unobtainably rare, found only in remote tropical rainforests.
این گونه اورکید بهطور غیرقابل دستیابی نادر است و فقط در جنگلهای گیاکی دورافتاده یافت میشود.
the antique watch was unobtainably delicate, requiring expert hands to repair it.
ساعت قدیمی بهطور غیرقابل دستیابی نرم و حساس بود، نیاز به دستهای متخصص برای تعمیر آن داشت.
her smile was unobtainably beautiful, lighting up the entire room effortlessly.
خنده او بهطور غیرقابل دستیابی زیباست و بهطور ساده تمام اتاق را روشن میکند.
the mountain peak was unobtainably far, visible only on the clearest of days.
قله کوه بهطور غیرقابل دستیابی دور بود و فقط در روشنترین روزها دیده میشد.
limited edition sneakers are unobtainably exclusive, with only fifty pairs worldwide.
نمونههای محدود این کفشها بهطور غیرقابل دستیابی منحصربهفرد هستند، تنها پنجاه جفت در سراسر جهان وجود دارد.
the mathematical proof was unobtainably complex, challenging even the brightest minds.
این اثبات ریاضی بهطور غیرقابل دستیابی پیچیده بود، حتی ذهنهای روشنتر را چالش میکرد.
perfect silence in the city is unobtainably precious, a luxury few experience.
کاملاً آرامش در شهر بهطور غیرقابل دستیابی گرانبهاست، چند نفر از این لذت را تجربه میکنند.
winning the championship was unobtainably difficult, requiring years of sacrifice.
بردن قهرمانی بهطور غیرقابل دستیابی دشوار بود، نیاز به سالها از قربانیهایی داشت.
the diamond was unobtainably pure, flawless in every respect.
این الماس بهطور غیرقابل دستیابی خالص بود، در تمام جوانب بدون نقص بود.
his talent was unobtainably natural, as if he was born with the gift.
талانت او بهطور غیرقابل دستیابی طبیعی بود، بهگونهای که بهندرت بهدست میآید.
that level of success is unobtainably high, achievable only by the elite few.
این سطح موفقیت بهطور غیرقابل دستیابی بالاست، تنها توسط چند نفر از افراد انتخابی قابل دستیابی است.
unobtainably expensive
بهطور غیرقابل دستیابی گران
unobtainably rare
بهطور غیرقابل دستیابی نادر
unobtainably high
بهطور غیرقابل دستیابی بالا
unobtainably scarce
بهطور غیرقابل دستیابی کم
priced unobtainably
بهطور غیرقابل دستیابی قیمت گذاری شده
unobtainably out of reach
بهطور غیرقابل دستیابی خارج از دسترس
unobtainably distant
بهطور غیرقابل دستیابی دور
unobtainably exclusive
بهطور غیرقابل دستیابی انحصاری
unobtainably precious
بهطور غیرقابل دستیابی گرانبهقیمت
unobtainably luxurious
بهطور غیرقابل دستیابی لوکس
the vintage wine was unobtainably expensive, beyond the budget of even wealthy collectors.
شامپاگن قدیمی بهطور غیرقابل دستیابی گران بود، حتی فراتر از بودجه جمعیتهای ثروتمند.
that species of orchid is unobtainably rare, found only in remote tropical rainforests.
این گونه اورکید بهطور غیرقابل دستیابی نادر است و فقط در جنگلهای گیاکی دورافتاده یافت میشود.
the antique watch was unobtainably delicate, requiring expert hands to repair it.
ساعت قدیمی بهطور غیرقابل دستیابی نرم و حساس بود، نیاز به دستهای متخصص برای تعمیر آن داشت.
her smile was unobtainably beautiful, lighting up the entire room effortlessly.
خنده او بهطور غیرقابل دستیابی زیباست و بهطور ساده تمام اتاق را روشن میکند.
the mountain peak was unobtainably far, visible only on the clearest of days.
قله کوه بهطور غیرقابل دستیابی دور بود و فقط در روشنترین روزها دیده میشد.
limited edition sneakers are unobtainably exclusive, with only fifty pairs worldwide.
نمونههای محدود این کفشها بهطور غیرقابل دستیابی منحصربهفرد هستند، تنها پنجاه جفت در سراسر جهان وجود دارد.
the mathematical proof was unobtainably complex, challenging even the brightest minds.
این اثبات ریاضی بهطور غیرقابل دستیابی پیچیده بود، حتی ذهنهای روشنتر را چالش میکرد.
perfect silence in the city is unobtainably precious, a luxury few experience.
کاملاً آرامش در شهر بهطور غیرقابل دستیابی گرانبهاست، چند نفر از این لذت را تجربه میکنند.
winning the championship was unobtainably difficult, requiring years of sacrifice.
بردن قهرمانی بهطور غیرقابل دستیابی دشوار بود، نیاز به سالها از قربانیهایی داشت.
the diamond was unobtainably pure, flawless in every respect.
این الماس بهطور غیرقابل دستیابی خالص بود، در تمام جوانب بدون نقص بود.
his talent was unobtainably natural, as if he was born with the gift.
талانت او بهطور غیرقابل دستیابی طبیعی بود، بهگونهای که بهندرت بهدست میآید.
that level of success is unobtainably high, achievable only by the elite few.
این سطح موفقیت بهطور غیرقابل دستیابی بالاست، تنها توسط چند نفر از افراد انتخابی قابل دستیابی است.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید