busy

[ایالات متحده]/'bɪzɪ/
[بریتانیا]/'bɪzi/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. مشغول با وظایف; پر از فعالیت
vt. کسی را مشغول کردن
Word Forms
صفت عالیbusiest
صفت تفضیلیbusier
قسمت سوم فعلbusied
زمان گذشتهbusied
صفت یا فعل حال استمراریbusying
شکل سوم شخص مفردbusies

عبارات و ترکیب‌ها

get busy

شلوغ شدن

busy with

مشغول با

so busy

خیلی شلوغ

busy in

شلوغ در

busy day

روز شلوغ

busy season

فصل شلوغ

busy time

زمان شلوغ

busy line

خط شلوغ

busy tone

صدای شلوغ

be busy doing

مشغول انجام دادن

busy signal

سیگنال شلوغ

جملات نمونه

a busy morning; a busy street.

صبح شلوغ؛ خیابان شلوغ

I'm a busy woman.

من یک خانم شلوغم.

he was busy with preparations.

او درگیر آماده سازی ها بود.

A busy day awaits.

یک روز شلوغ در پیش است.

He is busy weeding.

او در حال از بین بردن علف های هرز است.

the whir of busy shoppers.

همهمه خریداران شلوغ.

He is busy now.

او الان شلوغه.

a busy shopping area.

منطقه خرید شلوغ.

be busy in another's affair

در امور دیگران دخالت کنید.

Sandy is a very busy teenager.

سندی یک نوجوان بسیار شلوغه.

She is as busy as a bee in the morning.

او صبح تا ظهر مانند زنبوری فعال است.

He is a very busy man.

او یک مرد بسیار شلوغه.

She was very busy yesterday.

او دیروز خیلی شلوغ بود.

He was busy laying turf.

او در حال چیدن چمن بود.

the rugs have crisp, not busy, patterns.

فرش ها طرح های واضح و نه شلوغ دارند.

Brown was busy demolishing a sausage roll.

براون در حال خراب کردن یک رول سوسیس بود.

نمونه‌های واقعی

Get busy living, or get busy dying.

در تلاش برای زندگی کردن یا تلاش برای مردن باشید.

منبع: 2018 Best Hits Compilation

So what's keeping you busy these days?

پس این روزها چه چیزی شما را مشغول کرده است؟

منبع: 73 Quick Questions and Answers with Celebrities (Bilingual Selection)

The Apidae family is industrious. Of course as busy as a bee!

خانواده Apidae سخت کوش هستند. البته تا آن حد که زنبورها مشغول هستند!

منبع: The Durrells Season 2

What's keeping you so busy these days?

چه چیزی این روزها شما را اینقدر مشغول کرده است؟

منبع: VOA Slow English - Word Stories

This means " to be very very busy" .

این به معنای "بسیار بسیار مشغول بودن" است.

منبع: Learn business English with Lucy.

A. a desirable mental state for busy people.

الف. یک حالت ذهنی مطلوب برای افراد پرمشغله.

منبع: Past years' graduate entrance exam English reading true questions.

She was into everything, very busy.

او در همه چیز دخالت داشت، بسیار مشغول بود.

منبع: The Vampire Diaries Season 1

The mornings are always very busy and the afternoons are even busier!

صبح ها همیشه بسیار پرمشغلی و بعد از ظهرها حتی بیشتر!

منبع: Beijing Normal University Edition High School English (Compulsory 1)

The difference between being busy and being productive.

تفاوت بین مشغول بودن و پربار بودن.

منبع: Minimalist Bullet Journaling Method

Hey, Sheldon, you busy? I'm always busy.

هی، شلدون، شما مشغولید؟ من همیشه مشغولم.

منبع: The Big Bang Theory Season 8

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید