unavowed

[ایالات متحده]/ˌʌnəˈvaʊd/
[بریتانیا]/ˌʌnəˈvaʊd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. به طور علنی تصدیق یا اعلام نشده

عبارات و ترکیب‌ها

unavowed intentions

قصد پنهان

unavowed beliefs

باورهای پنهان

unavowed feelings

احساسات پنهان

unavowed motives

انگیزه‌های پنهان

unavowed desires

تمایلات پنهان

unavowed secrets

رازهای پنهان

unavowed love

عشق پنهان

unavowed support

حمایت پنهان

unavowed allegiance

وفاداری پنهان

unavowed opinions

نظرات پنهان

جملات نمونه

his unavowed intentions were clear to everyone.

قصد پنهان او برای همه آشکار بود.

she had unavowed ambitions that drove her to succeed.

او جاه طلبی های پنهانی داشت که او را به سمت موفقیت سوق می داد.

the unavowed truth lingered in the air.

حقیقت پنهان در هوا باقی ماند.

his unavowed feelings for her were hard to hide.

احساسات پنهان او نسبت به او سخت بود تا پنهان کند.

there was an unavowed rivalry between the two teams.

یک رقابت پنهان بین دو تیم وجود داشت.

she maintained an unavowed stance on the issue.

او موضع پنهانی در مورد این موضوع داشت.

his unavowed support for the project surprised everyone.

حمایت پنهانی او از پروژه همه را غافلگیر کرد.

they shared an unavowed understanding that transcended words.

آنها درکی پنهانی داشتند که فراتر از کلمات بود.

the unavowed loyalty of the employees was commendable.

وفاداری پنهان کارمندان قابل تحسین بود.

his unavowed critiques of the policy were insightful.

نقد پنهانی او از سیاست روشنگر بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید