unbaptized

[ایالات متحده]/ʌnˈbæptaɪzd/
[بریتانیا]/ʌnˈbæptaɪzd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj.未洗礼

عبارات و ترکیب‌ها

unbaptized child

کودک غسل‌ناشده

unbaptized soul

روح غسل‌ناشده

unbaptized believer

باورکننده غسل‌ناشده

unbaptized person

شخص غسل‌ناشده

unbaptized infant

نوزاد غسل‌ناشده

unbaptized adult

بزرگسال غسل‌ناشده

unbaptized status

وضعیت غسل‌ناشده

unbaptized members

اعضای غسل‌ناشده

unbaptized individuals

افراد غسل‌ناشده

unbaptized congregation

مجمع غسل‌ناشده

جملات نمونه

the unbaptized child was welcomed into the community.

کودک غسل‌ناشده به گرمی در جامعه مورد استقبال قرار گرفت.

many unbaptized individuals seek spiritual guidance.

بسیاری از افراد غسل‌ناشده به دنبال راهنمایی معنوی هستند.

she felt a connection to the unbaptized souls.

او ارتباطی با ارواح غسل‌ناشده احساس کرد.

the church offers classes for the unbaptized.

کلیسا کلاس‌هایی برای افراد غسل‌ناشده ارائه می‌دهد.

unbaptized members are often invited to join the ceremony.

اعضای غسل‌ناشده اغلب دعوت می‌شوند تا در مراسم شرکت کنند.

he was raised unbaptized and curious about religion.

او در حالی که غسل‌ناشده بود و کنجکاو بود، بزرگ شد.

the unbaptized population is growing in many regions.

جمعیت غسل‌ناشده در بسیاری از مناطق در حال افزایش است.

there are debates about the fate of the unbaptized after death.

بحث‌هایی در مورد سرنوشت افراد غسل‌ناشده پس از مرگ وجود دارد.

she volunteered to help the unbaptized learn about faith.

او داوطلب شد تا به افراد غسل‌ناشده در یادگیری در مورد ایمان کمک کند.

unbaptized adults often explore different beliefs.

بزرگسالان غسل‌ناشده اغلب باورهای مختلف را بررسی می‌کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید