uninitiated

[ایالات متحده]/ʌnɪˈnɪʃieɪtɪd/
[بریتانیا]/ʌnɪˈnɪʃieɪtɪd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. فاقد تجربه یا دانش

عبارات و ترکیب‌ها

uninitiated audience

بینندگان ناآشنا

uninitiated participants

شرکت‌کنندگان ناآشنا

uninitiated viewer

تماشاگر ناآشنا

uninitiated reader

خواننده ناآشنا

uninitiated fans

طرفداران ناآشنا

uninitiated newcomers

افراد جدید ناآشنا

uninitiated learners

یادگیرندگان ناآشنا

uninitiated critics

منتقدان ناآشنا

uninitiated players

بازیکنان ناآشنا

uninitiated audience members

اعضای تماشاگر ناآشنا

جملات نمونه

the uninitiated might find the topic confusing.

افراد ناآشنا ممکن است موضوع را گیج‌کننده بیابند.

workshops are designed for both the initiated and the uninitiated.

کارگاه‌ها برای هر دو گروه آشنا و ناآشنا طراحی شده‌اند.

many uninitiated individuals struggle with the technical jargon.

بسیاری از افراد ناآشنا با اصطلاحات فنی دست و پنجه نرم می‌کنند.

the uninitiated often miss the subtle nuances of the art.

افراد ناآشنا اغلب ظرافت‌های هنر را از دست می‌دهند.

it can be challenging for the uninitiated to navigate the industry.

برای افراد ناآشنا، پیمایش در صنعت می‌تواند چالش‌برانگیز باشد.

the guide is helpful for the uninitiated traveler.

راهنما برای مسافران ناآشنا مفید است.

uninitiated audiences may not appreciate the performance fully.

تماشاگران ناآشنا ممکن است نتوانند به طور کامل از اجرا لذت ببرند.

for the uninitiated, the rules can seem overwhelming.

برای افراد ناآشنا، قوانین می‌توانند طاقت‌فرسا به نظر برسند.

the uninitiated often ask basic questions about the process.

افراد ناآشنا اغلب سؤالات اساسی در مورد فرآیند می‌پرسند.

he gave a lecture aimed at the uninitiated in the field.

او سخنرانی‌ای را هدف قرار داد که برای افراد ناآشنا در این زمینه باشد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید