unbearable

[ایالات متحده]/ʌn'beərəb(ə)l/
[بریتانیا]/ʌn'bɛrəbl/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. غیرقابل تحمل; غیرممکن برای تحمل.

عبارات و ترکیب‌ها

unbearable pain

درد طاقت‌فرسا

جملات نمونه

The search for knowledge end unbearable pity for the suffering of menkind.

جستجوی دانش و ترحم طاقت‌فرسا بر رنج مردمان.

The old law could sentence a woman to an unbearable marriage for life, but this is now all changing.

قانون قدیمی می‌توانست زنی را به یک ازدواج طاقت‌فرسا برای زندگی محکوم کند، اما اکنون همه چیز در حال تغییر است.

And because that was an unbearable thought, Petra looked out the window of the flivver. "Are we in the part of town where I used to play?"

و از آنجایی که آن فکر غیرقابل تحمل بود، پترا از پنجره ماشین فرسوده بیرون نگاه کرد. "آیا ما در قسمتی از شهر هستیم که من قبلاً بازی می‌کردم؟"

The unbearable heat made it difficult to concentrate.

گرما طاقت‌فرسا باعث می‌شد تمرکز کردن دشوار باشد.

The unbearable pain in her leg forced her to seek medical help.

درد طاقت‌فرسا در پای او باعث شد برای دریافت کمک پزشکی اقدام کند.

The unbearable noise from the construction site kept me awake all night.

سر و صدای طاقت‌فرسا از محل ساخت و ساز باعث شد تمام شب بیدار بمانم.

The unbearable sadness of losing a loved one can be overwhelming.

غم طاقت‌فرسا از دست دادن یک عزیز می‌تواند طاقت‌فرسا باشد.

The unbearable workload caused her to feel stressed and anxious.

بار کاری طاقت‌فرسا باعث شد احساس استرس و اضطراب کند.

The unbearable smell coming from the kitchen made her lose her appetite.

بوی طاقت‌فرسا که از آشپزخانه می‌آمد باعث شد اشتهای خود را از دست بدهد.

The unbearable truth finally came to light, causing chaos in the family.

حقیقت طاقت‌فرسا سرانجام آشکار شد و باعث هرج و مرج در خانواده شد.

The unbearable pressure to succeed was taking a toll on his mental health.

فشار طاقت‌فرسا برای موفقیت بر سلامت روان او تأثیر گذاشته بود.

The unbearable loneliness of living in a new city made her long for familiar faces.

تنهایی طاقت‌فرسا در زندگی در یک شهر جدید باعث شد دلتنگ چهره‌های آشنا شود.

The unbearable wait for the test results was causing her immense anxiety.

انتظار طاقت‌فرسا برای نتایج آزمایش باعث ایجاد اضطراب شدید در او شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید