unbelievably

[ایالات متحده]/ˌʌnbi'li:vəbli/
[بریتانیا]/ˌ ʌnbɪˈlivəblɪ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adv. به گونه‌ای که سخت قابل باور است؛ به گونه‌ای که غیر قابل باور است

جملات نمونه

The view from the top of the mountain was unbelievably beautiful.

منظره از بالای کوه فوق العاده زیبا بود.

She was unbelievably talented at playing the piano.

او در نواختن پیانو به طرز باور انگیزی با استعداد بود.

The cake was unbelievably delicious, everyone wanted seconds.

کیک فوق العاده خوشمزه بود، همه دنبال دور دوم بودند.

He was unbelievably lucky to win the lottery.

او به طرز باور انگیزی خوش شانس بود که در قرعه کشی برنده شد.

The concert was unbelievably loud, my ears were ringing for hours.

اجرا به طرز باور انگیزی بلند بود، گوش هایم ساعت ها زنگ می زد.

The movie's special effects were unbelievably realistic.

جلوه های ویژه فیلم به طرز باور انگیزی واقعی به نظر می رسید.

Her transformation after the makeover was unbelievably stunning.

تحول او پس از آرایش به طرز باور انگیزی خیره کننده بود.

The speed at which he completed the task was unbelievably fast.

سرعتی که او وظیفه را با آن به پایان رساند به طرز باور انگیزی سریع بود.

The amount of work he could do in a day was unbelievably impressive.

میزان کاری که او می توانست در یک روز انجام دهد به طرز باور انگیزی چشمگیر بود.

The news of their engagement was unbelievably exciting for everyone.

خبر نامزدی آنها برای همه به طرز باور انگیزی هیجان انگیز بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید