unbetrothed

[ایالات متحده]//ˌʌnbɪˈtrəʊðd//
[بریتانیا]//ˌʌnbɪˈtroʊðd//

ترجمه

adj. ناشتغال به ازدواج؛ بدون قولی رسمی برای ازدواج؛ مجرد و بدون قولی برای ازدواج با کسی.

عبارات و ترکیب‌ها

unbetrothed woman

زوجین نداشته

unbetrothed man

مردی که زنی ندارد

remain unbetrothed

زوجین نداشته باقی ماند

still unbetrothed

همچنان زوجین نداشته

unbetrothed status

وضعیت زوجین نداشتن

unbetrothed state

وضعیت زوجین نداشتن

was unbetrothed

زوجین نداشته بود

unbetrothed youth

نوجوان زوجین نداشته

unbetrothed at heart

در دل زوجین نداشته

long unbetrothed

ازدیگر زوجین نداشته

جملات نمونه

the unbetrothed daughter of the duke caused quite a stir at the royal ball.

دختر نامنتظر دوک که در بزرگ‌ترین شام سلطنتی حضور یافت، باعث حیرت زیادی شد.

many unbetrothed maidens dreamed of catching the prince's eye during the festival.

بسیاری از دختران نامنتظر خواب می‌بیندند که در طول جشن، چشم شاهزاده را جذب کنند.

she chose to remain unbetrothed rather than marry a man she did not love.

او تصمیم گرفت نامنتظر بماند به جای اینکه با یک مرد که او را دوست نداشت ازدواج کند.

the unbetrothed princess was known throughout the kingdom for her independence.

خانم نامنتظر که به دلیل استقلالش در سراسر سلطنت معروف بود.

by the age of thirty, she was still unbetrothed and quite content with her single life.

تا سی سالگی، او هنوز نامنتظر بود و از زندگی مجردش خیلی خوشحال بود.

the unbetrothed youth spent his days studying ancient texts and practicing swordsmanship.

نوجوان نامنتظر روزهای خود را به مطالعه متون باستانی و تمرین سلاح‌کاری می‌گذراند.

her parents worried that she would be left unbetrothed if she continued to reject suitors.

والدین او نگران بودند که اگر ادامه دهد و پیشنهادهای ازدواج را رد کند، نامنتظر باقی می‌ماند.

the unbetrothed woman established herself as a successful merchant in the capital city.

زن نامنتظر خود را به یک تاجر موفق در شهر پایتخت تبدیل کرد.

society whispered about the wealthy unbetrothed lady who showed no interest in marriage.

جامعه درباره زن ثروتمند نامنتظری که علاقه‌ای به ازدواج نشان نمی‌داد، گپ می‌زد.

despite her beauty and fortune, she remained unbetrothed, dedicated to her medical practice.

با وجود زیبایی و ثروتش، او هنوز نامنتظر بود و به پزشکی خود وفادار بود.

the unbetrothed lord focused on rebuilding his ancestral estate rather than seeking a wife.

lord نامنتظر به بازسازی ملک خانوادگی خود پرداخت به جای اینکه به دنبال همسری بگردد.

in those times, women who remained unbetrothed often faced economic hardship and social stigma.

در آن زمان، زنانی که نامنتظر ماندند، اغلب با مشکلات اقتصادی و نگاه‌های اجتماعی مواجه می‌شدند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید