unbonded materials
مواد بدون پیوند
unbonded layers
لایههای بدون پیوند
unbonded particles
ذرات بدون پیوند
unbonded joints
اتصالات بدون پیوند
unbonded state
حالت بدون پیوند
unbonded connections
اتصالات بدون پیوند
unbonded surfaces
سطوح بدون پیوند
unbonded fibers
الیاف بدون پیوند
unbonded composites
کامپوزیتهای بدون پیوند
unbonded regions
ناحیههای بدون پیوند
the unbonded particles floated freely in the solution.
ذرات بدون پیوند به صورت آزادانه در محلول شناور بودند.
she felt unbonded from her family after moving away.
او پس از نقل مکان احساس بیارتباطی با خانوادهاش کرد.
the unbonded layers of the material were weak.
لایههای بدون پیوند از مواد ضعیف بودند.
he preferred the unbonded style of living.
او سبک زندگی بدون پیوند را ترجیح میداد.
the unbonded state of the atoms can lead to instability.
حالت بدون پیوند اتمها میتواند منجر به ناپایداری شود.
the unbonded elements in the composition were analyzed.
عناصر بدون پیوند در ترکیب مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند.
in the experiment, the unbonded molecules reacted differently.
در آزمایش، مولکولهای بدون پیوند متفاوت واکنش نشان دادند.
she felt unbonded from her past experiences.
او احساس بیارتباطی با تجربیات گذشته خود کرد.
the unbonded fibers in the fabric were causing issues.
الیاف بدون پیوند در پارچه باعث ایجاد مشکلاتی میشدند.
they discussed the implications of unbonded relationships.
آنها پیامدهای روابط بدون پیوند را مورد بحث قرار دادند.
unbonded materials
مواد بدون پیوند
unbonded layers
لایههای بدون پیوند
unbonded particles
ذرات بدون پیوند
unbonded joints
اتصالات بدون پیوند
unbonded state
حالت بدون پیوند
unbonded connections
اتصالات بدون پیوند
unbonded surfaces
سطوح بدون پیوند
unbonded fibers
الیاف بدون پیوند
unbonded composites
کامپوزیتهای بدون پیوند
unbonded regions
ناحیههای بدون پیوند
the unbonded particles floated freely in the solution.
ذرات بدون پیوند به صورت آزادانه در محلول شناور بودند.
she felt unbonded from her family after moving away.
او پس از نقل مکان احساس بیارتباطی با خانوادهاش کرد.
the unbonded layers of the material were weak.
لایههای بدون پیوند از مواد ضعیف بودند.
he preferred the unbonded style of living.
او سبک زندگی بدون پیوند را ترجیح میداد.
the unbonded state of the atoms can lead to instability.
حالت بدون پیوند اتمها میتواند منجر به ناپایداری شود.
the unbonded elements in the composition were analyzed.
عناصر بدون پیوند در ترکیب مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند.
in the experiment, the unbonded molecules reacted differently.
در آزمایش، مولکولهای بدون پیوند متفاوت واکنش نشان دادند.
she felt unbonded from her past experiences.
او احساس بیارتباطی با تجربیات گذشته خود کرد.
the unbonded fibers in the fabric were causing issues.
الیاف بدون پیوند در پارچه باعث ایجاد مشکلاتی میشدند.
they discussed the implications of unbonded relationships.
آنها پیامدهای روابط بدون پیوند را مورد بحث قرار دادند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید