unboned

[ایالات متحده]/[ʌnˈbəʊnd]/
[بریتانیا]/[ʌnˈboʊnd]/

ترجمه

adj. بدون حذف استخوان‌ها؛ بدون استخوان؛ جدا نشده از استخوان.

عبارات و ترکیب‌ها

unboned chicken

گوشت مرغ بدون استخوان

an unboned fish

یک ماهی بدون استخوان

unboned turkey

گوشت پرند بدون استخوان

getting unboned

در حال حذف استخوان

unboned ribs

شانه‌های بدون استخوان

unboned ham

گوشت پاچه بدون استخوان

unboned steak

گوشت گوسفید بدون استخوان

had unboned

استخوان‌ها را برداشته بود

unboned leg

پا بدون استخوان

unboned wings

بال‌های بدون استخوان

جملات نمونه

i prefer unboned chicken for my stir-fry.

من بهتر می‌خواهم مرغ بدون استخوان برای سوپر فری می‌خورم.

the butcher expertly prepared the unboned duck.

کشتی‌گر به خوبی دوش‌خورشید بدون استخوان را آماده کرد.

she carefully removed the skin from the unboned fish.

او با دقت پوست را از ماهی بدون استخوان برداشت.

we bought an unboned turkey for thanksgiving.

ما یک گوشت‌خورشید بدون استخوان را برای جشن تشکر خریدیم.

the recipe called for unboned pork belly.

فرم‌سازی برای گوشت گوسفند بدون استخوان می‌خواست.

he roasted the unboned rabbit over an open fire.

او گریل گوسفند بدون استخوان را روی آتش باز سوزاند.

the chef demonstrated how to debone an unboned quail.

شکیف نشان داد که چگونه یک گوزن بدون استخوان را استخوان‌برداری کنیم.

they sold unboned lamb at the farmer's market.

آن‌ها گوسفند بدون استخوان را در بازار کشاورزی فروختند.

the unboned salmon was perfect for grilling.

سالمون بدون استخوان برای گریل کردن کامل بود.

she marinate the unboned beef overnight.

او گوشت گوسفند بدون استخوان را طی یک شب مارینیت کرد.

the restaurant specializes in unboned roasted meats.

این رستوران به فروش گوشت‌های گرم شده بدون استخوان تخصص دارد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید