unboned chicken
گوشت مرغ بدون استخوان
an unboned fish
یک ماهی بدون استخوان
unboned turkey
گوشت پرند بدون استخوان
getting unboned
در حال حذف استخوان
unboned ribs
شانههای بدون استخوان
unboned ham
گوشت پاچه بدون استخوان
unboned steak
گوشت گوسفید بدون استخوان
had unboned
استخوانها را برداشته بود
unboned leg
پا بدون استخوان
unboned wings
بالهای بدون استخوان
i prefer unboned chicken for my stir-fry.
من بهتر میخواهم مرغ بدون استخوان برای سوپر فری میخورم.
the butcher expertly prepared the unboned duck.
کشتیگر به خوبی دوشخورشید بدون استخوان را آماده کرد.
she carefully removed the skin from the unboned fish.
او با دقت پوست را از ماهی بدون استخوان برداشت.
we bought an unboned turkey for thanksgiving.
ما یک گوشتخورشید بدون استخوان را برای جشن تشکر خریدیم.
the recipe called for unboned pork belly.
فرمسازی برای گوشت گوسفند بدون استخوان میخواست.
he roasted the unboned rabbit over an open fire.
او گریل گوسفند بدون استخوان را روی آتش باز سوزاند.
the chef demonstrated how to debone an unboned quail.
شکیف نشان داد که چگونه یک گوزن بدون استخوان را استخوانبرداری کنیم.
they sold unboned lamb at the farmer's market.
آنها گوسفند بدون استخوان را در بازار کشاورزی فروختند.
the unboned salmon was perfect for grilling.
سالمون بدون استخوان برای گریل کردن کامل بود.
she marinate the unboned beef overnight.
او گوشت گوسفند بدون استخوان را طی یک شب مارینیت کرد.
the restaurant specializes in unboned roasted meats.
این رستوران به فروش گوشتهای گرم شده بدون استخوان تخصص دارد.
unboned chicken
گوشت مرغ بدون استخوان
an unboned fish
یک ماهی بدون استخوان
unboned turkey
گوشت پرند بدون استخوان
getting unboned
در حال حذف استخوان
unboned ribs
شانههای بدون استخوان
unboned ham
گوشت پاچه بدون استخوان
unboned steak
گوشت گوسفید بدون استخوان
had unboned
استخوانها را برداشته بود
unboned leg
پا بدون استخوان
unboned wings
بالهای بدون استخوان
i prefer unboned chicken for my stir-fry.
من بهتر میخواهم مرغ بدون استخوان برای سوپر فری میخورم.
the butcher expertly prepared the unboned duck.
کشتیگر به خوبی دوشخورشید بدون استخوان را آماده کرد.
she carefully removed the skin from the unboned fish.
او با دقت پوست را از ماهی بدون استخوان برداشت.
we bought an unboned turkey for thanksgiving.
ما یک گوشتخورشید بدون استخوان را برای جشن تشکر خریدیم.
the recipe called for unboned pork belly.
فرمسازی برای گوشت گوسفند بدون استخوان میخواست.
he roasted the unboned rabbit over an open fire.
او گریل گوسفند بدون استخوان را روی آتش باز سوزاند.
the chef demonstrated how to debone an unboned quail.
شکیف نشان داد که چگونه یک گوزن بدون استخوان را استخوانبرداری کنیم.
they sold unboned lamb at the farmer's market.
آنها گوسفند بدون استخوان را در بازار کشاورزی فروختند.
the unboned salmon was perfect for grilling.
سالمون بدون استخوان برای گریل کردن کامل بود.
she marinate the unboned beef overnight.
او گوشت گوسفند بدون استخوان را طی یک شب مارینیت کرد.
the restaurant specializes in unboned roasted meats.
این رستوران به فروش گوشتهای گرم شده بدون استخوان تخصص دارد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید