unbothered

[ایالات متحده]/ʌnˈbɒðəd/
[بریتانیا]/ʌnˈbɑːðərd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. نگران یا دلواپس نیست

عبارات و ترکیب‌ها

unbothered attitude

حالت بی‌تفاوت

unbothered spirit

روحیه بی‌تفاوت

unbothered vibe

فضای بی‌تفاوت

unbothered life

زندگی بی‌تفاوت

unbothered mindset

نگاه بی‌تفاوت

unbothered expression

حالت چهره بی‌تفاوت

unbothered response

پاسخ بی‌تفاوت

unbothered demeanor

رفتار بی‌تفاوت

unbothered confidence

اعتماد به نفس بی‌تفاوت

جملات نمونه

she remained unbothered by the criticism.

او بدون توجه به انتقادها، بی‌تفاوت ماند.

he walked through the chaos, feeling unbothered.

او در میان هرج و مرج راه می‌رفت و احساس بی‌تفاوتی می‌کرد.

they appeared unbothered by the noise around them.

آنها در برابر صدای اطرافشان، بی‌تفاوت به نظر می‌رسیدند.

despite the challenges, she stayed unbothered.

با وجود چالش‌ها، او بی‌تفاوت ماند.

he was unbothered by the rain and continued his jog.

او بدون توجه به باران، به دویدن ادامه داد.

being unbothered is a great way to reduce stress.

بی‌تفاوت بودن راهی عالی برای کاهش استرس است.

she seemed unbothered by the unexpected news.

او در برابر اخبار غیرمنتظره، بی‌تفاوت به نظر می‌رسید.

he remained unbothered even when others panicked.

حتی زمانی که دیگران وحشت کردند، او بی‌تفاوت ماند.

her unbothered attitude impressed everyone at the meeting.

حالت بی‌تفاوت او همه را در جلسه تحت تاثیر قرار داد.

staying unbothered helps in making better decisions.

بی‌تفاوت ماندن به اتخاذ تصمیمات بهتر کمک می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید