unfazed by challenges
بیتفاوت در برابر چالشها
unfazed by criticism
بیتفاوت در برابر انتقاد
unfazed by setbacks
بیتفاوت در برابر پسرفتها
unfazed in chaos
بیتفاوت در هرج و مرج
unfazed by pressure
بیتفاوت در برابر فشار
unfazed during storms
بیتفاوت در طول طوفانها
unfazed by fear
بیتفاوت در برابر ترس
unfazed by rumors
بیتفاوت در برابر شایعات
unfazed by doubts
بیتفاوت در برابر تردیدها
unfazed in adversity
بیتفاوت در برابر سختیها
despite the chaos, she remained unfazed by the noise.
با وجود هرج و مرج، او بدون تأثیر از سر و صدا باقی ماند.
he was unfazed by the criticism and continued to work hard.
او بدون تأثیر از انتقادها باقی ماند و به تلاش خود ادامه داد.
the team was unfazed by the pressure of the final match.
تیم بدون تأثیر از فشار مسابقه نهایی باقی ماند.
she approached the daunting task unfazed and ready.
او با اعتماد به نفس و آمادگی به این کار دشوار پرداخت.
even in difficult situations, he stays unfazed and calm.
حتی در شرایط دشوار، او بدون تأثیر و آرام باقی می ماند.
they were unfazed by the unexpected changes in plans.
آنها بدون تأثیر از تغییرات غیرمنتظره در برنامه ها باقی ماندند.
she remained unfazed while others panicked around her.
او بدون تأثیر باقی ماند در حالی که دیگران در اطرافش وحشت زده بودند.
the experienced traveler was unfazed by the long delay.
سفر کننده با تجربه بدون تأثیر از تأخیر طولانی باقی ماند.
he was unfazed by the challenges ahead and embraced them.
او بدون تأثیر از چالش های پیش رو باقی ماند و آنها را پذیرفت.
she faced the tough audience unfazed and delivered her speech.
او با اعتماد به نفس و بدون تأثیر در مقابل مخاطب سخت حاضر شد و سخنرانی خود را ارائه داد.
unfazed by challenges
بیتفاوت در برابر چالشها
unfazed by criticism
بیتفاوت در برابر انتقاد
unfazed by setbacks
بیتفاوت در برابر پسرفتها
unfazed in chaos
بیتفاوت در هرج و مرج
unfazed by pressure
بیتفاوت در برابر فشار
unfazed during storms
بیتفاوت در طول طوفانها
unfazed by fear
بیتفاوت در برابر ترس
unfazed by rumors
بیتفاوت در برابر شایعات
unfazed by doubts
بیتفاوت در برابر تردیدها
unfazed in adversity
بیتفاوت در برابر سختیها
despite the chaos, she remained unfazed by the noise.
با وجود هرج و مرج، او بدون تأثیر از سر و صدا باقی ماند.
he was unfazed by the criticism and continued to work hard.
او بدون تأثیر از انتقادها باقی ماند و به تلاش خود ادامه داد.
the team was unfazed by the pressure of the final match.
تیم بدون تأثیر از فشار مسابقه نهایی باقی ماند.
she approached the daunting task unfazed and ready.
او با اعتماد به نفس و آمادگی به این کار دشوار پرداخت.
even in difficult situations, he stays unfazed and calm.
حتی در شرایط دشوار، او بدون تأثیر و آرام باقی می ماند.
they were unfazed by the unexpected changes in plans.
آنها بدون تأثیر از تغییرات غیرمنتظره در برنامه ها باقی ماندند.
she remained unfazed while others panicked around her.
او بدون تأثیر باقی ماند در حالی که دیگران در اطرافش وحشت زده بودند.
the experienced traveler was unfazed by the long delay.
سفر کننده با تجربه بدون تأثیر از تأخیر طولانی باقی ماند.
he was unfazed by the challenges ahead and embraced them.
او بدون تأثیر از چالش های پیش رو باقی ماند و آنها را پذیرفت.
she faced the tough audience unfazed and delivered her speech.
او با اعتماد به نفس و بدون تأثیر در مقابل مخاطب سخت حاضر شد و سخنرانی خود را ارائه داد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید