unbrewed

[ایالات متحده]/[ʌnˈbruːd]/
[بریتانیا]/[ʌnˈbruːd]/

ترجمه

adj. نابREW؛ نبREW شده نشده.
v. (نادر) نابREW؛ نبREW کردن.

عبارات و ترکیب‌ها

unbrewed tea

چای نپزشده

quite unbrewed

خیلی نپزشده

unbrewed coffee

کافئه نپزشده

left unbrewed

بی‌پزشکی باقی مانده

unbrewed batch

بچ نپزشده

still unbrewed

همچنان نپزشده

unbrewed grains

دانه‌های نپزشده

unbrewed state

حالت نپزشده

unbrewed mixture

مخلوط نپزشده

unbrewed blend

مخلوط نپزشده

جملات نمونه

the unbrewed coffee beans smelled strongly of chocolate.

دانه‌های قهوه نپخته بوی قوی شکلات داشت.

we had a pile of unbrewed tea leaves on the counter.

ما یک دسته برگ چای نپخته روی کانتر داشتیم.

the unbrewed mixture sat in the pot, waiting to be prepared.

مخلوط نپخته در قابلمه قرار داشت و منتظر آماده سازی بود.

she preferred the aroma of unbrewed spices over the cooked ones.

او بوی ادویه‌های نپخته را نسبت به پخته شده‌ها می‌پسندید.

he accidentally spilled the unbrewed herbal blend.

او به طور تصادفی مخلوط گیاهی نپخته را ریخت.

the unbrewed grains were ready for the brewing process.

دانه‌های نپخته برای فرآیند پخت آماده بودند.

the unbrewed barley was stored in a cool, dry place.

ذرت نپخته در یک جای خنک و خشک نگهداری می‌شد.

they examined the unbrewed hops for quality and aroma.

آن‌ها کیفیت و بوی گیاه‌های نپخته را بررسی کردند.

the unbrewed root vegetables were used in the stew.

سبزیجات ریشه‌ای نپخته در گوشت‌پوره استفاده شدند.

the unbrewed ingredients were carefully measured and combined.

مواد نپخته با دقت اندازه‌گیری و ترکیب شدند.

the aroma of the unbrewed herbs was quite pleasant.

بوی گیاهان نپخته بسیار لذت‌بخش بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید