unbuckled seatbelt
کمربند باز
unbuckled harness
هارنس باز
unbuckled child
کودک باز
unbuckled driver
راننده باز
unbuckled passenger
سرنشین باز
unbuckled safety
ایمنی باز
unbuckled belt
کمربند باز
unbuckled seat
صندلی باز
unbuckled closure
بسته شدن باز
unbuckled straps
کمربندها باز
the seatbelt was unbuckled before the car stopped.
سربند قبل از توقف خودرو باز شده بود.
she unbuckled her backpack to get the book.
او کولهپشتی خود را باز کرد تا کتاب را بردارد.
he quickly unbuckled his belt to feel more comfortable.
او به سرعت کمربند خود را باز کرد تا احساس راحتی بیشتری کند.
the child unbuckled himself from the car seat.
کودک خود را از صندلی ماشین باز کرد.
after the flight, passengers unbuckled their seatbelts.
پس از پرواز، مسافران کمربندهای ایمنی خود را باز کردند.
she unbuckled her shoes after a long day.
او بعد از یک روز طولانی کفشش را باز کرد.
he unbuckled his helmet before stepping off the bike.
او قبل از پیاده شدن از دوچرخه، کلاه ایمنی خود را باز کرد.
the dog was unbuckled from its harness.
سگ از هارنس خود باز شده بود.
she unbuckled the straps to remove the backpack.
او بندها را باز کرد تا کولهپشتی را خارج کند.
he unbuckled the safety harness before exiting the ride.
او قبل از خروج از وسیله نقلیه، هارنس ایمنی را باز کرد.
unbuckled seatbelt
کمربند باز
unbuckled harness
هارنس باز
unbuckled child
کودک باز
unbuckled driver
راننده باز
unbuckled passenger
سرنشین باز
unbuckled safety
ایمنی باز
unbuckled belt
کمربند باز
unbuckled seat
صندلی باز
unbuckled closure
بسته شدن باز
unbuckled straps
کمربندها باز
the seatbelt was unbuckled before the car stopped.
سربند قبل از توقف خودرو باز شده بود.
she unbuckled her backpack to get the book.
او کولهپشتی خود را باز کرد تا کتاب را بردارد.
he quickly unbuckled his belt to feel more comfortable.
او به سرعت کمربند خود را باز کرد تا احساس راحتی بیشتری کند.
the child unbuckled himself from the car seat.
کودک خود را از صندلی ماشین باز کرد.
after the flight, passengers unbuckled their seatbelts.
پس از پرواز، مسافران کمربندهای ایمنی خود را باز کردند.
she unbuckled her shoes after a long day.
او بعد از یک روز طولانی کفشش را باز کرد.
he unbuckled his helmet before stepping off the bike.
او قبل از پیاده شدن از دوچرخه، کلاه ایمنی خود را باز کرد.
the dog was unbuckled from its harness.
سگ از هارنس خود باز شده بود.
she unbuckled the straps to remove the backpack.
او بندها را باز کرد تا کولهپشتی را خارج کند.
he unbuckled the safety harness before exiting the ride.
او قبل از خروج از وسیله نقلیه، هارنس ایمنی را باز کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید