loosened

[ایالات متحده]/'lu:sənd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. شل; غیر ایمن
v. شل کردن چیزی; آزاد کردن یا باز کردن.
Word Forms
قسمت سوم فعلloosened

عبارات و ترکیب‌ها

loosen up

آرامش کنید

جملات نمونه

He loosened his tie.

او بندن خود را باز کرد.

This rope has loosened up.

این طناب شل شده است.

He has loosened the soil up with a fork.

او با یک چنگال خاک را شل کرده است.

He loosened up under the liquor.

او تحت تاثیر الکل شل شد.

the Friar loosened the rope that girdled his waist.

راه بند را که دور کمرش بسته بود، راه Friar باز کرد.

A bottle of wine had loosened Harry’s tongue.

یک بطری شراب زبان هری را باز کرد.

He loosened his collar of his overcoat.

او یقه پالتوی خود را باز کرد.

The new policies loosened up foreign trade.

خط مشی های جدید تجارت خارجی را آزاد کرد.

he loosened his hold so she could pull her arms free.

او دستش را باز کرد تا او بتواند دست هایش را آزاد کند.

Description is made on the principle and application result of the short group bolting of slushing roadways in loosened rock.

توضیحات در مورد اصل و نتیجه کاربردی بست کوتاه گروهی در جاده‌های اسلش شده در سنگ‌های شل ارائه شده است.

After the death of his stingy wife, Edward loosened up a great deal.

پس از مرگ همسر خسیسش، ادوارد بسیار زیاد شل شد.

at the same time, they loosened the ropes of the rudders, hoisted the foresail to the wind and headed for the beach.

همزمان، آن‌ها طناب‌های سکان را باز کردند، بادبان جلو را به اهتزاز درآوردند و به سمت ساحل رفتند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید