unfastened

[ایالات متحده]/ʌnˈfɑːsənd/
[بریتانیا]/ʌnˈfæstənd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. زمان گذشته و گذشته کامل unfasten; شل کردن یا آزاد کردن; جدا کردن یا باز کردن

عبارات و ترکیب‌ها

unfastened belt

کمربند باز

unfastened seatbelt

کمربند ایمنی باز

unfastened button

دکمه باز

unfastened shoelaces

laces کفش باز

unfastened zipper

zipper باز

unfastened strap

بند باز

unfastened lid

درپوش باز

unfastened collar

یقه باز

unfastened clasp

سنجاق باز

unfastened harness

هارنس باز

جملات نمونه

the belt was unfastened after a long day at work.

ساعت طولانی کار به پایان رسید، کمربند باز شد.

she unfastened her hair and let it flow freely.

او موهایش را باز کرد و اجازه داد آزادانه جریان یابد.

he unfastened the straps of his backpack.

او بندهای کوله‌پشتی خود را باز کرد.

the child unfastened the buttons on his shirt.

بچه دکمه‌های پیراهنش را باز کرد.

after dinner, she unfastened her apron.

بعد از شام، او گاردن خود را باز کرد.

the seatbelt was unfastened as soon as the plane landed.

به محض فرود هواپیما کمربند ایمنی باز شد.

he carefully unfastened the lid of the jar.

او به آرامی درب شیشه را باز کرد.

she unfastened the necklace and placed it on the table.

او گردنبند را باز کرد و روی میز گذاشت.

they unfastened the ropes to release the boat.

آنها طناب‌ها را باز کردند تا قایق را آزاد کنند.

he unfastened the chains that held the gate shut.

او زنجیرهایی که دروازه را بسته بود، باز کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید