unfastened belt
کمربند باز
unfastened seatbelt
کمربند ایمنی باز
unfastened button
دکمه باز
unfastened shoelaces
laces کفش باز
unfastened zipper
zipper باز
unfastened strap
بند باز
unfastened lid
درپوش باز
unfastened collar
یقه باز
unfastened clasp
سنجاق باز
unfastened harness
هارنس باز
the belt was unfastened after a long day at work.
ساعت طولانی کار به پایان رسید، کمربند باز شد.
she unfastened her hair and let it flow freely.
او موهایش را باز کرد و اجازه داد آزادانه جریان یابد.
he unfastened the straps of his backpack.
او بندهای کولهپشتی خود را باز کرد.
the child unfastened the buttons on his shirt.
بچه دکمههای پیراهنش را باز کرد.
after dinner, she unfastened her apron.
بعد از شام، او گاردن خود را باز کرد.
the seatbelt was unfastened as soon as the plane landed.
به محض فرود هواپیما کمربند ایمنی باز شد.
he carefully unfastened the lid of the jar.
او به آرامی درب شیشه را باز کرد.
she unfastened the necklace and placed it on the table.
او گردنبند را باز کرد و روی میز گذاشت.
they unfastened the ropes to release the boat.
آنها طنابها را باز کردند تا قایق را آزاد کنند.
he unfastened the chains that held the gate shut.
او زنجیرهایی که دروازه را بسته بود، باز کرد.
unfastened belt
کمربند باز
unfastened seatbelt
کمربند ایمنی باز
unfastened button
دکمه باز
unfastened shoelaces
laces کفش باز
unfastened zipper
zipper باز
unfastened strap
بند باز
unfastened lid
درپوش باز
unfastened collar
یقه باز
unfastened clasp
سنجاق باز
unfastened harness
هارنس باز
the belt was unfastened after a long day at work.
ساعت طولانی کار به پایان رسید، کمربند باز شد.
she unfastened her hair and let it flow freely.
او موهایش را باز کرد و اجازه داد آزادانه جریان یابد.
he unfastened the straps of his backpack.
او بندهای کولهپشتی خود را باز کرد.
the child unfastened the buttons on his shirt.
بچه دکمههای پیراهنش را باز کرد.
after dinner, she unfastened her apron.
بعد از شام، او گاردن خود را باز کرد.
the seatbelt was unfastened as soon as the plane landed.
به محض فرود هواپیما کمربند ایمنی باز شد.
he carefully unfastened the lid of the jar.
او به آرامی درب شیشه را باز کرد.
she unfastened the necklace and placed it on the table.
او گردنبند را باز کرد و روی میز گذاشت.
they unfastened the ropes to release the boat.
آنها طنابها را باز کردند تا قایق را آزاد کنند.
he unfastened the chains that held the gate shut.
او زنجیرهایی که دروازه را بسته بود، باز کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید