unbuilt

[ایالات متحده]/ʌnˈbɪlt/
[بریتانیا]/ʌnˈbɪlt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. ساخته نشده
v. گذشته و قسمت گذشته unbuild

عبارات و ترکیب‌ها

unbuilt area

منطقه ساخته نشده

unbuilt project

پروژه ساخته نشده

unbuilt land

زمین ساخته نشده

unbuilt space

فضای ساخته نشده

unbuilt site

محل ساخته نشده

unbuilt structure

ساختار ساخته نشده

unbuilt design

طراحی نشده

unbuilt neighborhood

محله ساخته نشده

unbuilt infrastructure

زیرساخت ساخته نشده

unbuilt facility

امکانات ساخته نشده

جملات نمونه

the city has many unbuilt areas waiting for development.

شهر دارای مناطق بسیاری است که منتظر توسعه هستند.

they decided to keep the unbuilt land as a green space.

آنها تصمیم گرفتند زمین‌های ساخته نشده را به عنوان فضای سبز حفظ کنند.

the architect presented plans for the unbuilt section of the project.

معمار طرح‌هایی برای بخش ساخته نشده پروژه ارائه داد.

unbuilt homes can be a great investment opportunity.

خانه‌های ساخته نشده می‌توانند فرصت سرمایه‌گذاری خوبی باشند.

there are several unbuilt properties in the area.

چندین ملک ساخته نشده در این منطقه وجود دارد.

the unbuilt portion of the park will include walking trails.

بخش ساخته نشده پارک شامل مسیرهای پیاده‌روی خواهد بود.

local officials are discussing plans for the unbuilt zone.

مسئولان محلی در مورد برنامه‌های منطقه ساخته نشده بحث می‌کنند.

the unbuilt section of the highway will ease traffic congestion.

بخش ساخته نشده اتوبان باعث کاهش تراکم ترافیک خواهد شد.

investors are interested in the unbuilt lots near the city center.

سرمایه‌گذاران به زمین‌های ساخته نشده نزدیک مرکز شهر علاقه‌مند هستند.

plans for the unbuilt shopping center were revealed yesterday.

طرح‌های مرکز خرید ساخته نشده دیروز فاش شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید