| جمع | derelicts |
derelict building
ساختمان متروکه
derelict ship
کشتی متروکه
a partially derelict mill
یک آسیاب بهطور جزئی متروکه
a derelict Georgian mansion.
یک عمارت متروکه جورجیایی.
The ship is derelict long.
کشتی برای مدت طولانی متروکه است.
the barge lay derelict for years.
کشتی باری سالها رها شده بود.
derelict houses were abandoned.
خانههای متروکه رها شدند.
derelicts begging for change;
بیپناهانی که برای پول درخواست میکنند;
Derelicts often beg on the streets.
بی خانمان ها اغلب در خیابان ها گدایی می کنند.
he was derelict in his duty to his country.
او در انجام وظیفه نسبت به کشورش بیتوجه بود.
the MPs are here to scrape the rust off the derelict machinery of government.
نمایندگان مجلس اینجا هستند تا زنگ زدگی را از ماشینآلات متروکه دولت پاک کنند.
was derelict in his civic responsibilities;
در انجام مسئولیتهای مدنی خود سهلانگار بود;
Babyhood and maturate were the most unseemliness and derelict of duty to a person.
کودکی و بلوغ، دورهای از بیحرمتی و غفلت از وظایف برای یک فرد بودند.
derelicts who could fit all their possessions in a paper bag.
بیخانمانهایی که میتوانستند تمام دار و ندارشان را در یک کیسه کاغذی جا دهند.
rumour had it that although he lived in a derelict house, he was really very wealthy.
گمان میرفت که اگرچه او در یک خانه متروکه زندگی میکرد، اما واقعاً بسیار ثروتمند بود.
The burying-ground is merely a huge waste of hummocky earth, like a derelict building-lot.
قطعهدفن، صرفاً یک فضای بزرگ و ناهموار از خاک تپهای است، مانند یک زمین ساختمانی متروکه.
Derelict inner-city sites could be sold off cheaply for housing.
املاک متروکه در مرکز شهر میتوانند برای مسکن به ارامی فروخته شوند.
The other ships will still be looking to us, and what will they see? Frightened bargeman aboard a derelict ship?
سایر کشتی ها هنوز منتظر ما خواهند بود، و آنها چه خواهند دید؟ یک بارگیر ترسیده سوار یک کشتی متروکه؟
derelict building
ساختمان متروکه
derelict ship
کشتی متروکه
a partially derelict mill
یک آسیاب بهطور جزئی متروکه
a derelict Georgian mansion.
یک عمارت متروکه جورجیایی.
The ship is derelict long.
کشتی برای مدت طولانی متروکه است.
the barge lay derelict for years.
کشتی باری سالها رها شده بود.
derelict houses were abandoned.
خانههای متروکه رها شدند.
derelicts begging for change;
بیپناهانی که برای پول درخواست میکنند;
Derelicts often beg on the streets.
بی خانمان ها اغلب در خیابان ها گدایی می کنند.
he was derelict in his duty to his country.
او در انجام وظیفه نسبت به کشورش بیتوجه بود.
the MPs are here to scrape the rust off the derelict machinery of government.
نمایندگان مجلس اینجا هستند تا زنگ زدگی را از ماشینآلات متروکه دولت پاک کنند.
was derelict in his civic responsibilities;
در انجام مسئولیتهای مدنی خود سهلانگار بود;
Babyhood and maturate were the most unseemliness and derelict of duty to a person.
کودکی و بلوغ، دورهای از بیحرمتی و غفلت از وظایف برای یک فرد بودند.
derelicts who could fit all their possessions in a paper bag.
بیخانمانهایی که میتوانستند تمام دار و ندارشان را در یک کیسه کاغذی جا دهند.
rumour had it that although he lived in a derelict house, he was really very wealthy.
گمان میرفت که اگرچه او در یک خانه متروکه زندگی میکرد، اما واقعاً بسیار ثروتمند بود.
The burying-ground is merely a huge waste of hummocky earth, like a derelict building-lot.
قطعهدفن، صرفاً یک فضای بزرگ و ناهموار از خاک تپهای است، مانند یک زمین ساختمانی متروکه.
Derelict inner-city sites could be sold off cheaply for housing.
املاک متروکه در مرکز شهر میتوانند برای مسکن به ارامی فروخته شوند.
The other ships will still be looking to us, and what will they see? Frightened bargeman aboard a derelict ship?
سایر کشتی ها هنوز منتظر ما خواهند بود، و آنها چه خواهند دید؟ یک بارگیر ترسیده سوار یک کشتی متروکه؟
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید