unceremoniously

[ایالات متحده]/ʌn,serə'məuniəsli/
[بریتانیا]/ˌ ʌns ɛrəˈmonɪəslɪ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adv. به صورت غیررسمی، غیررسمی، یا بی‌ادبانه; ناگهانی

جملات نمونه

we saw him dumped unceremoniously overside by the guards.

ما دیدیم که نگهبانان او را بدون هیچ مقدمه‌ای به بیرون انداختند.

They carried him down to the beach and dumped him unceremoniously in the freezing water.

آنها او را به ساحل بردند و به شکلی بی‌ادبانه و غیررسمی در آب یخ‌زده رها کردند.

He was unceremoniously fired from his job.

او بدون هیچ مقدمه‌ای از کارش اخراج شد.

She was unceremoniously pushed aside in the meeting.

او بدون هیچ توضیحی در جلسه کنار گذاشته شد.

The old furniture was unceremoniously thrown out.

چهارشنبه های قدیمی بدون هیچ مقدمه‌ای دور ریخته شد.

The guests were unceremoniously asked to leave the party.

مهمانان بدون هیچ توضیحی از ادامه مهمانی خواستند.

The company unceremoniously canceled the project.

شرکت بدون هیچ توضیحی پروژه را لغو کرد.

She was unceremoniously dismissed from the team.

او بدون هیچ توضیحی از تیم کنار گذاشته شد.

The unruly customer was unceremoniously escorted out of the store.

مشتری بی ادب بدون هیچ توضیحی از مغازه بیرون رفت.

The unceremoniously delivered package was damaged in transit.

بسته ای که بدون هیچ مقدمه‌ای تحویل داده شد در حین حمل و نقل آسیب دید.

He unceremoniously rejected her proposal without explanation.

او بدون هیچ توضیحی پیشنهاد او را رد کرد.

The unceremoniously announced decision shocked everyone.

تصمیم اعلام شده بدون هیچ مقدمه‌ای همه را شوکه کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید