uncertainties

[ایالات متحده]/ʌnˈsɜːtəntiz/
[بریتانیا]/ʌnˈsɜrtəntiz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. جمع عدم قطعیت؛ کمبود قطعیت؛ تغییرپذیری؛ غیرقابل پیش‌بینی بودن

عبارات و ترکیب‌ها

manage uncertainties

مدیریت ابهامات

address uncertainties

رسیدگی به ابهامات

embrace uncertainties

پذیرش ابهامات

understand uncertainties

درک ابهامات

reduce uncertainties

کاهش ابهامات

accept uncertainties

قبول ابهامات

explore uncertainties

کاوش در ابهامات

navigate uncertainties

عبور از ابهامات

overcome uncertainties

غلبه بر ابهامات

analyze uncertainties

تجزیه و تحلیل ابهامات

جملات نمونه

we must learn to manage uncertainties in our projects.

ما باید یاد بگیریم که عدم قطعیت‌ها را در پروژه‌های خود مدیریت کنیم.

investors often face uncertainties in the stock market.

سرمایه‌گذاران اغلب با عدم قطعیت‌ها در بازار سهام روبرو هستند.

uncertainties can lead to hesitation in decision-making.

عدم قطعیت‌ها می‌تواند منجر به تردید در تصمیم‌گیری شود.

we need to address the uncertainties surrounding the new policy.

ما باید به عدم قطعیت‌های پیرامون سیاست جدید رسیدگی کنیم.

uncertainties in the weather can affect our travel plans.

عدم قطعیت در آب و هوا می‌تواند بر برنامه‌های سفر ما تأثیر بگذارد.

she expressed her uncertainties about the future.

او عدم قطعیت خود را در مورد آینده ابراز کرد.

uncertainties in the economy can impact job security.

عدم قطعیت در اقتصاد می‌تواند بر امنیت شغلی تأثیر بگذارد.

dealing with uncertainties is part of life.

مقابله با عدم قطعیت‌ها بخشی از زندگی است.

he has learned to embrace uncertainties in his career.

او یاد گرفته است که عدم قطعیت‌ها را در شغل خود بپذیرد.

uncertainties in relationships can lead to misunderstandings.

عدم قطعیت در روابط می‌تواند منجر به سوء تفاهم شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید