assuredness

[ایالات متحده]/əˈʃʊədˌnəs/
[بریتانیا]/əˈʃʊrɪdnəs/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. حالت اطمینان یا اعتماد.
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

with assuredness

با اطمینان

projecting assuredness

نمایش اطمینان

inspire assuredness

ایجاد اطمینان

assuredness and confidence

اطمینان و اعتماد

جملات نمونه

her assuredness in her abilities impressed everyone.

اعتماد به نفس او در توانایی‌هایش همه را تحت تاثیر قرار داد.

he spoke with such assuredness that it was hard to doubt him.

او با چنان اعتماد به نفسی صحبت می‌کرد که به سختی می‌توان او را زیر سوال برد.

the assuredness of the leader inspired the team.

اعتماد به نفس رهبر تیم را الهام بخشید.

she approached the challenge with assuredness and grace.

او چالش را با اعتماد به نفس و ظرافت پیش گرفت.

his assuredness in negotiations led to a successful deal.

اعتماد به نفس او در مذاکرات منجر به یک معامله موفق شد.

with assuredness, she delivered her presentation.

با اعتماد به نفس، او ارائه خود را ارائه داد.

assuredness is key to effective leadership.

اعتماد به نفس کلید رهبری موثر است.

they approached the problem with a sense of assuredness.

آنها با حس اعتماد به نفس به سراغ مشکل رفتند.

his assuredness in front of the camera was admirable.

اعتماد به نفس او در مقابل دوربین قابل تحسین بود.

she exuded an air of assuredness that calmed the room.

او حالتی از اعتماد به نفس از خود نشان داد که فضا را آرام کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید