unclamping

[ایالات متحده]/ʌnˈklæmpɪŋ/
[بریتانیا]/ʌnˈklæmpɪŋ/

ترجمه

v. عمل آزاد کردن یا کم کردن چیزی که قبلاً فشار داده شده بود؛ فرآیند باز کردن یا جدا کردن از یک قفل مکانیکی.

عبارات و ترکیب‌ها

unclamping device

دستگاه باز کردن قفل

unclamping mechanism

مکانیزم باز کردن قفل

unclamping force

نیروی باز کردن قفل

automatic unclamping

باز کردن قفل خودکار

manual unclamping

باز کردن قفل دستی

after unclamping

پس از باز کردن قفل

before unclamping

قبل از باز کردن قفل

unclamping operation

عملیات باز کردن قفل

unclamping time

زمان باز کردن قفل

unclamping system

سیستم باز کردن قفل

جملات نمونه

the surgeon carefully performed unclamping of the blood vessel after the successful transplant operation.

جراح با دقت عملیات باز کردن بسته رگ خونی را پس از عمل جراحی موفق انجام داد.

after unclamping the hose, water immediately began flowing through the irrigation system.

پس از باز کردن بسته شلنگ، آب فوراً از طریق سیستم آبیاری جریان یافت.

the mechanic warned that premature unclamping could cause serious injury.

تکنسیان هشدار داد که باز کردن زودهنگام بسته می‌تواند آسیب جدی ایجاد کند.

proper unclamping technique is essential for maintaining the integrity of the tubing.

فناوری مناسب باز کردن بسته برای حفظ سلامتی لوله‌ها ضروری است.

the technician recommended waiting until the pressure stabilizes before unclamping.

تکنسیان پیشنهاد داد که قبل از باز کردن بسته صبر کنید تا فشار ثابت شود.

unclamping the vise required more force than he initially anticipated.

باز کردن بسته چکش نیروی بیشتری نیاز داشت که او ابتدا فرض نمی‌کرد.

she demonstrated the correct procedure for unclamping the industrial equipment.

او روش درست باز کردن بسته تجهیزات صنعتی را نشان داد.

the unclamping process revealed a small leak in the connection point.

فرآیند باز کردن بسته یک نشت کوچک در نقطه اتصال را آشکار کرد.

hydraulic unclamping systems are commonly used in heavy manufacturing.

سیستم‌های باز کردن بسته هیدرولیکی معمولاً در تولیدات سنگین استفاده می‌شود.

the safety protocol specifies that unclamping must be supervised by certified personnel.

پروتکل ایمنی مشخص می‌کند که باز کردن بسته باید توسط کارکنان ماهر نظارت شود.

following unclamping, the system was pressure-tested to ensure no damage occurred.

پس از باز کردن بسته، سیستم آزمایش فشار گرفت تا مطمئن شویم هیچ آسیبی رخ نداده است.

gradual unclamping prevents sudden pressure surges that could rupture the pipes.

باز کردن بسته تدریجی جلوی افزایش ناگهانی فشار را می‌گیرد که ممکن است لوله‌ها را شکسته کند.

the emergency procedure requires immediate unclamping in case of power failure.

فرآیند اضطراری نیاز به باز کردن فوری بسته در صورت قطع برق دارد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید