uncloaks the truth
پرده را بر حقیقت برمیدارد
she uncloaks it
او آن را پردهبرداری میکند
he uncloaks slowly
او آرامارام پردهبرداری میکند
uncloaks the stage
پرده را بر صحنه برمیدارد
uncloaks the past
پرده را بر گذشته برمیدارد
uncloaks the scene
پرده را بر صحنه برمیدارد
uncloaks the plot
پرده را بر داستان برمیدارد
the hero uncloaks a powerful sword to defeat the dragon.
герой یک تیغ قدرتمند را آشکار میکند تا دракون را شکست دهد.
the magician uncloaks a dazzling illusion to amaze the audience.
جادوگر یک یلود آشکار میکند تا جمعیت را شگفتانگیز کند.
the software uncloaks hidden features during the update process.
نرمافزار ویژگیهای پنهان را در حین فرآیند بهروزرسانی آشکار میکند.
the game uncloaks new levels as the player progresses.
بازی سطوح جدیدی را در حین پیشرفت بازیکن آشکار میکند.
the company uncloaks its new product line at the trade show.
شرکت خط تولید جدید خود را در نمایشگاه تجاری آشکار میکند.
the artist uncloaks a vibrant mural on the city wall.
هنرمند یک نقاشی پر رنگ را روی دیوار شهر آشکار میکند.
the spy uncloaks his true identity to infiltrate the organization.
کارآگاه هویت واقعی خود را برای نفوذ به سازمان آشکار میکند.
the program uncloaks valuable data from the encrypted file.
برنامه دادههای ارزشمند را از فایل رمزگذاری شده آشکار میکند.
the author uncloaks the protagonist's past in the final chapter.
نویسنده گذشته شخص اصلی را در فصل نهایی آشکار میکند.
the developer uncloaks a beta version for early testing.
توسعهدهنده یک نسخه بتا را برای آزمایش اولیه آشکار میکند.
the museum uncloaks a priceless artifact after years of restoration.
موزه یک اثر غیرواژه را پس از چند سال بازسازی آشکار میکند.
uncloaks the truth
پرده را بر حقیقت برمیدارد
she uncloaks it
او آن را پردهبرداری میکند
he uncloaks slowly
او آرامارام پردهبرداری میکند
uncloaks the stage
پرده را بر صحنه برمیدارد
uncloaks the past
پرده را بر گذشته برمیدارد
uncloaks the scene
پرده را بر صحنه برمیدارد
uncloaks the plot
پرده را بر داستان برمیدارد
the hero uncloaks a powerful sword to defeat the dragon.
герой یک تیغ قدرتمند را آشکار میکند تا دракون را شکست دهد.
the magician uncloaks a dazzling illusion to amaze the audience.
جادوگر یک یلود آشکار میکند تا جمعیت را شگفتانگیز کند.
the software uncloaks hidden features during the update process.
نرمافزار ویژگیهای پنهان را در حین فرآیند بهروزرسانی آشکار میکند.
the game uncloaks new levels as the player progresses.
بازی سطوح جدیدی را در حین پیشرفت بازیکن آشکار میکند.
the company uncloaks its new product line at the trade show.
شرکت خط تولید جدید خود را در نمایشگاه تجاری آشکار میکند.
the artist uncloaks a vibrant mural on the city wall.
هنرمند یک نقاشی پر رنگ را روی دیوار شهر آشکار میکند.
the spy uncloaks his true identity to infiltrate the organization.
کارآگاه هویت واقعی خود را برای نفوذ به سازمان آشکار میکند.
the program uncloaks valuable data from the encrypted file.
برنامه دادههای ارزشمند را از فایل رمزگذاری شده آشکار میکند.
the author uncloaks the protagonist's past in the final chapter.
نویسنده گذشته شخص اصلی را در فصل نهایی آشکار میکند.
the developer uncloaks a beta version for early testing.
توسعهدهنده یک نسخه بتا را برای آزمایش اولیه آشکار میکند.
the museum uncloaks a priceless artifact after years of restoration.
موزه یک اثر غیرواژه را پس از چند سال بازسازی آشکار میکند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید