discloses

[ایالات متحده]/dɪsˈkloʊzɪz/
[بریتانیا]/dɪsˈkloʊzɪz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. فاش کردن یا شناساندن؛ نمایان کردن

عبارات و ترکیب‌ها

discloses information

افشای اطلاعات

discloses findings

افشای یافته‌ها

discloses details

افشای جزئیات

discloses results

افشای نتایج

discloses evidence

افشای مدارک

discloses data

افشای داده‌ها

discloses plans

افشای برنامه‌ها

discloses secrets

افشای اسرار

discloses risks

افشای خطرات

جملات نمونه

the report discloses important financial information.

گزارش اطلاعات مالی مهمی را نشان می‌دهد.

the investigation discloses new evidence in the case.

تحقیقات شواهد جدیدی را در پرونده نشان می‌دهد.

the study discloses the effects of climate change.

مطالعه اثرات تغییرات آب و هوایی را نشان می‌دهد.

the document discloses the company's future plans.

سند برنامه‌های آینده شرکت را نشان می‌دهد.

the whistleblower discloses unethical practices at the firm.

افشاگرنده، رفتارهای غیراخلاقی در شرکت را نشان می‌دهد.

the interview discloses her thoughts on the project.

مصاحبه افکار او در مورد پروژه را نشان می‌دهد.

the article discloses the secrets behind the success.

مقاله رازهای پشت موفقیت را نشان می‌دهد.

the analysis discloses trends in consumer behavior.

تجزیه و تحلیل روندها در رفتار مصرف کننده را نشان می‌دهد.

the survey discloses public opinions on the issue.

نظرسنجی، نظرات عمومی در مورد موضوع را نشان می‌دهد.

the findings discloses a correlation between diet and health.

نتایج، همبستگی بین رژیم غذایی و سلامتی را نشان می‌دهد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید