uncluttered

[ایالات متحده]/ʌn'klʌtəd/
[بریتانیا]/ʌnˈklʌtəd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. مرتب و منظم

جملات نمونه

a neat, uncluttered room; an uncluttered mind.

یک اتاق مرتب و بدون شلوغی؛ یک ذهن بدون شلوغی.

the layout is uncluttered and the illustrations are helpful.

چیدمان شلوغ نیست و تصاویر مفید هستند.

Her uncluttered workspace helped her focus on the task at hand.

فضای کار بدون شلوغی او به او کمک کرد تا روی کاری که در دست داشت تمرکز کند.

An uncluttered mind is essential for making important decisions.

یک ذهن بدون شلوغی برای تصمیم گیری های مهم ضروری است.

I prefer an uncluttered design for my website.

من یک طراحی بدون شلوغی برای وب سایت خود ترجیح می دهم.

His uncluttered writing style is easy to understand.

سبک نوشتاری بدون شلوغی او به راحتی قابل درک است.

She enjoys an uncluttered living space with minimal decorations.

او از فضای زندگی بدون شلوغی با کمترین دکوراسیون لذت می برد.

An uncluttered email inbox can help improve productivity.

یک صندوق ورودی ایمیل بدون شلوغی می تواند به بهبود بهره وری کمک کند.

The uncluttered layout of the room made it feel spacious.

چیدمان بدون شلوغی اتاق باعث شد احساس فضای بیشتری کند.

An uncluttered schedule allows for more free time.

یک برنامه بدون شلوغی به زمان آزاد بیشتری اجازه می دهد.

She prefers uncluttered clothing with simple lines.

او لباس های بدون شلوغی با خطوط ساده را ترجیح می دهد.

His uncluttered approach to problem-solving is effective.

روش حل مسئله بدون شلوغی او مؤثر است.

نمونه‌های واقعی

It needs an open mind, uncluttered.

برای داشتن آن به ذهن باز و بدون مزاحمت نیاز است.

منبع: Yes, Minister Season 3

The sets were stark and uncluttered, the better to emphasize the bodies of the actors and shifts in lighting.

صحنه‌ها ساده و بدون ازدحام بودند، به منظور تأکید بیشتر بر بدن بازیگران و تغییرات نورپردازی.

منبع: Crash Course in Drama

He's going to stick to an uncluttered page.

او قصد دارد به یک صفحه بدون ازدحام پایبند باشد.

منبع: 2010 ESLPod

Thanks for the suggestions, but I think I'll stick to a simple, uncluttered page.

ممنون از پیشنهادات، اما فکر می‌کنم به یک صفحه ساده و بدون ازدحام پایبند خواهم ماند.

منبع: 2010 ESLPod

During past slowdowns, local governments and affiliates have led the way, allowing the central government to keep its balance-sheet relatively uncluttered.

در طول دوره‌های کاهش سرعت قبلی، دولت‌های محلی و واحدهای وابسته پیشگام بوده‌اند و به دولت مرکزی اجازه داده‌اند تا ترازنامه خود را نسبتاً بدون ازدحام نگه دارد.

منبع: Economist Finance and economics

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید