uncollected

[ایالات متحده]/ʌnkə'lektɪd/
[بریتانیا]/ˌʌnkə'lɛktɪd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. جمع‌آوری نشده یا گردآوری نشده

جملات نمونه

uncollected garbage; uncollected taxes; uncollected thoughts.

سربازهای جمع‌آوری نشده؛ مالیات‌های جمع‌آوری نشده؛ افکار جمع‌آوری نشده.

bursting sacks of uncollected refuse.

کیف‌های مملو از زباله‌های جمع‌آوری‌نشده.

interest based on uncollected balance

بهره بر اساس مانده پرداخت نشده

نمونه‌های واقعی

One recent study suggested up to 30 billion of revenue goes uncollected every year.

یک مطالعه اخیر نشان داد که تا 30 میلیارد درآمد هر سال جمع‌آوری نمی‌شود.

منبع: The Economist (Summary)

Bodies lay uncollected and uncounted in the streets and survivors plead for food, water, and medicine.

جسدها در خیابان‌ها جمع‌آوری و شمارش نمی‌شوند و بازماندگان برای غذا، آب و دارو درخواست کمک می‌کنند.

منبع: AP Listening November 2013 Collection

The protest was part of the“You Stink” campaign triggered by an anger over uncollected rabbish in Beirut.

این اعتراض بخشی از کمپین «شما بوی بد می‌ده» بود که در پی خشم ناشی از زباله‌های جمع‌آوری‌نشده در بیروت آغاز شد.

منبع: BBC Listening September 2015 Collection

Just a few months ago, Ebola was raging unchecked with hospitals overwhelmed and bodies lying uncollected in the streets.

فقط چند ماه پیش، تب‌زرد به طور افسارگسیخته در حال شیوع بود، بیمارستان‌ها درهم و برهم بودند و جسدها در خیابان‌ها جمع‌آوری نمی‌شدند.

منبع: BBC Listening January 2015 Collection

His company, Poo Prints, shames the owners of dogs who fail to clean up their messes by testing DNA in uncollected coils.

شرکت او، Poo Prints، صاحبانی را که نمی‌توانند خرابی‌های سگ‌های خود را تمیز کنند، با آزمایش DNA در نمونه‌های جمع‌آوری‌نشده تحقیر می‌کند.

منبع: The Economist (Summary)

Lebanon has been hit by a series of protests against the government started by a dispute over uncollected waste in the country.

لبنان با سری از اعتراضات علیه دولت روبرو شده است که از اختلاف نظر بر سر زباله‌های جمع‌آوری‌نشده در این کشور آغاز شده است.

منبع: VOA Special September 2015 Collection

But few of these serve lower income neighborhoods such as Kangemi. Two thirds of the area’s 2,000 tons of waste remains uncollected.

اما بیشتر این موارد به محله‌های کم‌درآمد مانند کانگمی خدمت نمی‌رسند. دو سوم از 2000 تن زباله‌های این منطقه جمع‌آوری نمی‌شود.

منبع: VOA Standard April 2013 Collection

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید