unrecovered losses
زیانهای بازیابی نشده
unrecovered data
دادههای بازیابی نشده
remain unrecovered
باقی میماند بازیابی نشده
unrecovered funds
پولهای بازیابی نشده
unrecovered state
وضعیت بازیابی نشده
being unrecovered
در حال بازیابی نشدن
unrecovered memory
حافظهای که بازیابی نشده
unrecovered potential
پتانسیل بازیابی نشده
unrecovered investment
سرمایهگذاری بازیابی نشده
deemed unrecovered
به عنوان بازیابی نشده در نظر گرفته شده
the data remained unrecovered after the system crash.
دادهها پس از خرابی سیستم بازیافت نشدند.
despite extensive searches, the missing funds were unrecovered.
همچنانکه جستجوهای گستردهای صورت گرفت، پولهای گم شده بازیافت نشدند.
the patient's confidence was unrecovered after the traumatic experience.
ایمنی بیمار پس از تجربهی تروما بازیافت نشد.
the unrecovered costs significantly impacted the project's budget.
هزینههای بازیافت نشده به طور قابل توجهی بودجهی پروژه را تحت تأثیر قرار داد.
he felt unrecovered from the long and difficult journey.
او احساس میکرد که پس از سفر طولانی و دشوار بازیافت نشده است.
the unrecovered memories haunted her for years.
خاطرات بازیافت نشده او را به مدت سالها درگیر کرد.
the company declared the investment as unrecovered and wrote it off.
شرکت سرمایهگذاری را بازیافت نشده اعلام کرد و آن را حسابزد.
the unrecovered equipment was deemed beyond repair.
تجهیزات بازیافت نشده به عنوان غیر قابل تعمیر ارزیابی شدند.
after the accident, she was unrecovered and needed extensive therapy.
پس از حادثه، او بازیافت نشده بود و درمان گستردهای نیاز داشت.
the unrecovered portion of the grant was a major setback.
بخش بازیافت نشده کمک مالی یک بازدارندهی مهم بود.
the unrecovered files were crucial to the investigation.
فایلهای بازیافت نشده برای تحقیق حیاتی بودند.
unrecovered losses
زیانهای بازیابی نشده
unrecovered data
دادههای بازیابی نشده
remain unrecovered
باقی میماند بازیابی نشده
unrecovered funds
پولهای بازیابی نشده
unrecovered state
وضعیت بازیابی نشده
being unrecovered
در حال بازیابی نشدن
unrecovered memory
حافظهای که بازیابی نشده
unrecovered potential
پتانسیل بازیابی نشده
unrecovered investment
سرمایهگذاری بازیابی نشده
deemed unrecovered
به عنوان بازیابی نشده در نظر گرفته شده
the data remained unrecovered after the system crash.
دادهها پس از خرابی سیستم بازیافت نشدند.
despite extensive searches, the missing funds were unrecovered.
همچنانکه جستجوهای گستردهای صورت گرفت، پولهای گم شده بازیافت نشدند.
the patient's confidence was unrecovered after the traumatic experience.
ایمنی بیمار پس از تجربهی تروما بازیافت نشد.
the unrecovered costs significantly impacted the project's budget.
هزینههای بازیافت نشده به طور قابل توجهی بودجهی پروژه را تحت تأثیر قرار داد.
he felt unrecovered from the long and difficult journey.
او احساس میکرد که پس از سفر طولانی و دشوار بازیافت نشده است.
the unrecovered memories haunted her for years.
خاطرات بازیافت نشده او را به مدت سالها درگیر کرد.
the company declared the investment as unrecovered and wrote it off.
شرکت سرمایهگذاری را بازیافت نشده اعلام کرد و آن را حسابزد.
the unrecovered equipment was deemed beyond repair.
تجهیزات بازیافت نشده به عنوان غیر قابل تعمیر ارزیابی شدند.
after the accident, she was unrecovered and needed extensive therapy.
پس از حادثه، او بازیافت نشده بود و درمان گستردهای نیاز داشت.
the unrecovered portion of the grant was a major setback.
بخش بازیافت نشده کمک مالی یک بازدارندهی مهم بود.
the unrecovered files were crucial to the investigation.
فایلهای بازیافت نشده برای تحقیق حیاتی بودند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید