uncollectible debt
بدهی غیرقابل وصول
uncollectible accounts
حسابهای غیرقابل وصول
uncollectible revenue
درآمد غیرقابل وصول
uncollectible loans
وامهای غیرقابل وصول
uncollectible taxes
مالیات غیرقابل وصول
uncollectible receivables
دریافتنیهای غیرقابل وصول
uncollectible charges
هزینههای غیرقابل وصول
uncollectible balance
بدهی غیرقابل وصول
uncollectible claims
مطالبات غیرقابل وصول
uncollectible invoices
صورتحسابهای غیرقابل وصول
the debt was deemed uncollectible after several attempts.
بدهی پس از چندین تلاش غیرقابل جمعآوری تشخیص داده شد.
they wrote off the uncollectible accounts at the end of the year.
آنها حسابهای غیرقابل جمعآوری را در پایان سال از ترازنامه حذف کردند.
uncollectible loans can significantly affect a bank's profits.
وامهای غیرقابل جمعآوری میتوانند به طور قابل توجهی بر سود بانک تأثیر بگذارند.
the company reported a rise in uncollectible receivables.
شرکت افزایش مطالبات غیرقابل جمعآوری را گزارش کرد.
she was frustrated by the number of uncollectible invoices.
او از تعداد فاکتورهای غیرقابل جمعآوری ناامید شده بود.
uncollectible debts can lead to financial instability.
بدهیهای غیرقابل جمعآوری میتوانند منجر به بیثباتی مالی شوند.
they had to categorize many accounts as uncollectible.
آنها مجبور شدند بسیاری از حسابها را به عنوان غیرقابل جمعآوری طبقهبندی کنند.
the accountant noted the increase in uncollectible amounts.
حسابدار افزایش مبالغ غیرقابل جمعآوری را یادداشت کرد.
uncollectible balances can distort a company's financial statements.
موجودیهای غیرقابل جمعآوری میتوانند صورتهای مالی شرکت را تحریف کنند.
they implemented stricter policies to reduce uncollectible debts.
آنها سیاستهای سختگیرانهتری را برای کاهش بدهیهای غیرقابل جمعآوری اجرا کردند.
uncollectible debt
بدهی غیرقابل وصول
uncollectible accounts
حسابهای غیرقابل وصول
uncollectible revenue
درآمد غیرقابل وصول
uncollectible loans
وامهای غیرقابل وصول
uncollectible taxes
مالیات غیرقابل وصول
uncollectible receivables
دریافتنیهای غیرقابل وصول
uncollectible charges
هزینههای غیرقابل وصول
uncollectible balance
بدهی غیرقابل وصول
uncollectible claims
مطالبات غیرقابل وصول
uncollectible invoices
صورتحسابهای غیرقابل وصول
the debt was deemed uncollectible after several attempts.
بدهی پس از چندین تلاش غیرقابل جمعآوری تشخیص داده شد.
they wrote off the uncollectible accounts at the end of the year.
آنها حسابهای غیرقابل جمعآوری را در پایان سال از ترازنامه حذف کردند.
uncollectible loans can significantly affect a bank's profits.
وامهای غیرقابل جمعآوری میتوانند به طور قابل توجهی بر سود بانک تأثیر بگذارند.
the company reported a rise in uncollectible receivables.
شرکت افزایش مطالبات غیرقابل جمعآوری را گزارش کرد.
she was frustrated by the number of uncollectible invoices.
او از تعداد فاکتورهای غیرقابل جمعآوری ناامید شده بود.
uncollectible debts can lead to financial instability.
بدهیهای غیرقابل جمعآوری میتوانند منجر به بیثباتی مالی شوند.
they had to categorize many accounts as uncollectible.
آنها مجبور شدند بسیاری از حسابها را به عنوان غیرقابل جمعآوری طبقهبندی کنند.
the accountant noted the increase in uncollectible amounts.
حسابدار افزایش مبالغ غیرقابل جمعآوری را یادداشت کرد.
uncollectible balances can distort a company's financial statements.
موجودیهای غیرقابل جمعآوری میتوانند صورتهای مالی شرکت را تحریف کنند.
they implemented stricter policies to reduce uncollectible debts.
آنها سیاستهای سختگیرانهتری را برای کاهش بدهیهای غیرقابل جمعآوری اجرا کردند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید