| جمع | collectibles |
collectible items
اشیاء کلکسیونی
collecting collectibles
جمعآوری کلکسیونها
collectible card
کارت کلکسیونی
collectible doll
عروسک کلکسیونی
collectible coins
سکه های کلکسیونی
highly collectible
بسیار کلکسیونی
collectible plate
صفحه کلکسیونی
collectible figure
تصویر کلکسیونی
collectible stamp
تمبر کلکسیونی
being collectible
در حال کلکسیونی بودن
i enjoy collecting collectible stamps from around the world.
من از جمعآوری تمبرهای کلکسیونی از سراسر جهان لذت میبرم.
the antique store had a wide selection of collectible figurines.
فروشگاه عتیقهفروشی مجموعهای گسترده از مجسمههای کلکسیونی داشت.
collectible coins are a popular investment for many people.
سکه های کلکسیونی یک سرمایه گذاری محبوب برای بسیاری از افراد هستند.
she started a collection of collectible porcelain dolls as a hobby.
او به عنوان یک سرگرمی، مجموعهای از عروسکهای چینی کلکسیونی را شروع کرد.
the value of collectible trading cards can increase over time.
ارزش کارتهای کلکسیونی قابل معامله میتواند با گذشت زمان افزایش یابد.
he's searching for rare and collectible comic books at the convention.
او در حال جستجو برای کتابهای کمیک کمیاب و کلکسیونی در نمایشگاه است.
collectible action figures are often displayed in protective cases.
تصویریهای اکشن کلکسیونی اغلب در محفظههای محافظ نمایش داده میشوند.
the museum showcased a collection of collectible historical artifacts.
موزه مجموعهای از آثار تاریخی کلکسیونی را به نمایش گذاشت.
many people find joy in finding and trading collectible items.
بسیاری از مردم از یافتن و معامله کردن اقلام کلکسیونی لذت میبرند.
the auction featured several highly desirable collectible paintings.
حراج شامل چندین نقاشی کلکسیونی بسیار جذاب بود.
he carefully stored his collectible baseball cards in albums.
او کارتهای بیسبال کلکسیونی خود را با دقت در آلبومها نگهداری کرد.
collectible items
اشیاء کلکسیونی
collecting collectibles
جمعآوری کلکسیونها
collectible card
کارت کلکسیونی
collectible doll
عروسک کلکسیونی
collectible coins
سکه های کلکسیونی
highly collectible
بسیار کلکسیونی
collectible plate
صفحه کلکسیونی
collectible figure
تصویر کلکسیونی
collectible stamp
تمبر کلکسیونی
being collectible
در حال کلکسیونی بودن
i enjoy collecting collectible stamps from around the world.
من از جمعآوری تمبرهای کلکسیونی از سراسر جهان لذت میبرم.
the antique store had a wide selection of collectible figurines.
فروشگاه عتیقهفروشی مجموعهای گسترده از مجسمههای کلکسیونی داشت.
collectible coins are a popular investment for many people.
سکه های کلکسیونی یک سرمایه گذاری محبوب برای بسیاری از افراد هستند.
she started a collection of collectible porcelain dolls as a hobby.
او به عنوان یک سرگرمی، مجموعهای از عروسکهای چینی کلکسیونی را شروع کرد.
the value of collectible trading cards can increase over time.
ارزش کارتهای کلکسیونی قابل معامله میتواند با گذشت زمان افزایش یابد.
he's searching for rare and collectible comic books at the convention.
او در حال جستجو برای کتابهای کمیک کمیاب و کلکسیونی در نمایشگاه است.
collectible action figures are often displayed in protective cases.
تصویریهای اکشن کلکسیونی اغلب در محفظههای محافظ نمایش داده میشوند.
the museum showcased a collection of collectible historical artifacts.
موزه مجموعهای از آثار تاریخی کلکسیونی را به نمایش گذاشت.
many people find joy in finding and trading collectible items.
بسیاری از مردم از یافتن و معامله کردن اقلام کلکسیونی لذت میبرند.
the auction featured several highly desirable collectible paintings.
حراج شامل چندین نقاشی کلکسیونی بسیار جذاب بود.
he carefully stored his collectible baseball cards in albums.
او کارتهای بیسبال کلکسیونی خود را با دقت در آلبومها نگهداری کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید