uncompiled code
کد غیر کامپایل شده
uncompiled files
فایلهای غیر کامپایل شده
uncompiled sources
منابع غیر کامپایل شده
uncompiled module
ماژول غیر کامپایل شده
uncompiled version
نسخه غیر کامپایل شده
uncompiled binary
فایل باینری غیر کامپایل شده
uncompiled scripts
اسکریپتهای غیر کامپایل شده
uncompiled output
خروجی غیر کامپایل شده
uncompiled build
ساخت غیر کامپایل شده
uncompiled package
پکیج غیر کامپایل شده
the uncompiled code failed the integration test.
کد غیر کامپایل شده در تست ادغام شکست خورده است.
he accidentally pushed uncompiled sources to the repository.
او به طور اتفاقی منابع غیر کامپایل شده را به پایگاه داده ارسال کرد.
the build server rejected the uncompiled module.
سرور ساخت ماژول غیر کامپایل شده را پذیرفته نکرد.
running uncompiled scripts on production machines is risky.
اجرای اسکریپتهای غیر کامپایل شده در ماشینهای تولید خطرناک است.
we archived the uncompiled assets for future debugging.
ما داراییهای غیر کامپایل شده را برای اشکال زدایی آینده ذخیره کردیم.
the installer bundled uncompiled files by mistake.
نصب کننده به اشتباه فایلهای غیر کامپایل شده را بسته بندی کرد.
her laptop cannot execute the uncompiled program.
لپ تاپ او نمیتواند برنامهی غیر کامپایل شده را اجرا کند.
the audit flagged uncompiled binaries in the release folder.
بررسی فایلهای باینری غیر کامپایل شده در پوشهی راهاندازی را مشخص کرد.
they shipped an uncompiled version to a small group of testers.
آنها یک نسخهی غیر کامپایل شده را به یک گروه کوچک آزمایشگران ارسال کردند.
the documentation warned against distributing uncompiled libraries.
مستندات در برابر پخش کردن کتابخانههای غیر کامپایل شده هشدار داد.
our pipeline scans for uncompiled artifacts before deployment.
پایپ لاین ما قبل ارسال به دنبال اشیاء غیر کامپایل شده میگردد.
he kept the uncompiled sources alongside the compiled package.
او منابع غیر کامپایل شده را کنار بستهی کامپایل شده نگه داشت.
uncompiled code
کد غیر کامپایل شده
uncompiled files
فایلهای غیر کامپایل شده
uncompiled sources
منابع غیر کامپایل شده
uncompiled module
ماژول غیر کامپایل شده
uncompiled version
نسخه غیر کامپایل شده
uncompiled binary
فایل باینری غیر کامپایل شده
uncompiled scripts
اسکریپتهای غیر کامپایل شده
uncompiled output
خروجی غیر کامپایل شده
uncompiled build
ساخت غیر کامپایل شده
uncompiled package
پکیج غیر کامپایل شده
the uncompiled code failed the integration test.
کد غیر کامپایل شده در تست ادغام شکست خورده است.
he accidentally pushed uncompiled sources to the repository.
او به طور اتفاقی منابع غیر کامپایل شده را به پایگاه داده ارسال کرد.
the build server rejected the uncompiled module.
سرور ساخت ماژول غیر کامپایل شده را پذیرفته نکرد.
running uncompiled scripts on production machines is risky.
اجرای اسکریپتهای غیر کامپایل شده در ماشینهای تولید خطرناک است.
we archived the uncompiled assets for future debugging.
ما داراییهای غیر کامپایل شده را برای اشکال زدایی آینده ذخیره کردیم.
the installer bundled uncompiled files by mistake.
نصب کننده به اشتباه فایلهای غیر کامپایل شده را بسته بندی کرد.
her laptop cannot execute the uncompiled program.
لپ تاپ او نمیتواند برنامهی غیر کامپایل شده را اجرا کند.
the audit flagged uncompiled binaries in the release folder.
بررسی فایلهای باینری غیر کامپایل شده در پوشهی راهاندازی را مشخص کرد.
they shipped an uncompiled version to a small group of testers.
آنها یک نسخهی غیر کامپایل شده را به یک گروه کوچک آزمایشگران ارسال کردند.
the documentation warned against distributing uncompiled libraries.
مستندات در برابر پخش کردن کتابخانههای غیر کامپایل شده هشدار داد.
our pipeline scans for uncompiled artifacts before deployment.
پایپ لاین ما قبل ارسال به دنبال اشیاء غیر کامپایل شده میگردد.
he kept the uncompiled sources alongside the compiled package.
او منابع غیر کامپایل شده را کنار بستهی کامپایل شده نگه داشت.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید