unconfigured

[ایالات متحده]/ˌʌnkənˈfɪɡəd/
[بریتانیا]/ˌʌnkənˈfɪɡjərd/

ترجمه

adj. تنظیم نشده؛ راه اندازی نشده (به خصوص برای یک سیستم، دستگاه یا نرم افزار)؛ مرتب نشده یا سفارشی نشده برای یک هدف خاص.

عبارات و ترکیب‌ها

unconfigured device

دستگاه پیکربندی نشده

unconfigured system

سیستم پیکربندی نشده

unconfigured settings

تنظیمات پیکربندی نشده

unconfigured account

حساب کاربری پیکربندی نشده

unconfigured server

سرور پیکربندی نشده

unconfigured network

شبکه پیکربندی نشده

unconfigured modules

ماژول‌های پیکربندی نشده

unconfigured profile

پروفایل پیکربندی نشده

جملات نمونه

the router shipped unconfigured and needs to be set up before it can connect to the network.

روتر بدون تنظیمات ارسال شد و قبل از اتصال به شبکه باید راه اندازی شود.

the application starts in an unconfigured state until you enter the api key.

اپلیکیشن در حالت تنظیم نشده شروع می شود تا کلید API را وارد نکنید.

we found several unconfigured devices on the vlan during the security audit.

ما چندین دستگاه تنظیم نشده را در VLAN در طول ممیزی امنیتی پیدا کردیم.

the server was left unconfigured, so the service never bound to the correct port.

سرور بدون تنظیمات رها شد، بنابراین سرویس هرگز به پورت صحیح متصل نشد.

an unconfigured firewall can expose the entire environment to unnecessary risk.

یک فایروال تنظیم نشده می تواند کل محیط را در معرض خطر غیر ضروری قرار دهد.

the unconfigured database instance refused connections because authentication was not enabled.

مثال پایگاه داده تنظیم نشده اتصالات را رد کرد زیرا احراز هویت فعال نبود.

the plugin remains unconfigured unless you add the required settings to the config file.

پلاگین تا زمانی که تنظیمات مورد نیاز را به فایل پیکربندی اضافه نکنید، تنظیم نشده باقی می ماند.

if the environment variables are unconfigured, the build will fail in the ci pipeline.

اگر متغیرهای محیطی تنظیم نشده باشند، ساخت در خط لوله CI ناموفق خواهد بود.

the dashboard showed an unconfigured alert rule that was silently doing nothing.

داشبورد یک قانون هشدار تنظیم نشده را نشان داد که به طور خاموش کاری نمی کرد.

we replaced the unconfigured default template with a secure baseline configuration.

ما الگو پیش فرض تنظیم نشده را با یک پیکربندی پایه امن جایگزین کردیم.

the lab machines are intentionally unconfigured so students can practice provisioning.

دستگاه های آزمایشگاه به طور عمدی تنظیم نشده اند تا دانش آموزان بتوانند راه اندازی را تمرین کنند.

because the logging sink was unconfigured, the errors never reached our monitoring system.

از آنجایی که سینک ثبت رویدادها تنظیم نشده بود، خطاها هرگز به سیستم نظارت ما نرسید.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید