unconsumed resources
منابع استفادهنشده
unconsumed food
غذاهای مصرفنشده
unconsumed energy
انرژی مصرفنشده
unconsumed products
محصولات مصرفنشده
unconsumed materials
مواد مصرفنشده
unconsumed time
زمان استفادهنشده
unconsumed items
موارد استفادهنشده
unconsumed goods
کالاهای مصرفنشده
unconsumed capacity
ظرفیت استفادهنشده
unconsumed opportunities
فرصتهای استفادهنشده
the unconsumed food was donated to the shelter.
غذاهای مصرفنشده به پناهگاه اهدا شد.
she felt guilty about the unconsumed resources.
او در مورد منابع مصرفنشده احساس گناه میکرد.
we need to reduce the amount of unconsumed energy.
ما باید میزان انرژی مصرفنشده را کاهش دهیم.
the restaurant had a policy for unconsumed meals.
رستوران برای وعدههای غذایی مصرفنشده سیاستی داشت.
unconsumed products were returned to the supplier.
محصولات مصرفنشده به تامینکننده بازگردانده شدند.
he was concerned about the unconsumed budget.
او در مورد بودجه مصرفنشده نگران بود.
unconsumed items can be recycled or reused.
مواد مصرفنشده را میتوان بازیافت یا دوباره استفاده کرد.
they tracked the unconsumed inventory closely.
آنها موجودی مصرفنشده را به دقت ردیابی میکردند.
the charity focuses on unconsumed goods for donation.
خیریه بر روی کالاهای مصرفنشده برای اهدای تمرکز دارد.
she was surprised by the amount of unconsumed supplies.
او از میزان لوازم مصرفنشده تعجب کرد.
unconsumed resources
منابع استفادهنشده
unconsumed food
غذاهای مصرفنشده
unconsumed energy
انرژی مصرفنشده
unconsumed products
محصولات مصرفنشده
unconsumed materials
مواد مصرفنشده
unconsumed time
زمان استفادهنشده
unconsumed items
موارد استفادهنشده
unconsumed goods
کالاهای مصرفنشده
unconsumed capacity
ظرفیت استفادهنشده
unconsumed opportunities
فرصتهای استفادهنشده
the unconsumed food was donated to the shelter.
غذاهای مصرفنشده به پناهگاه اهدا شد.
she felt guilty about the unconsumed resources.
او در مورد منابع مصرفنشده احساس گناه میکرد.
we need to reduce the amount of unconsumed energy.
ما باید میزان انرژی مصرفنشده را کاهش دهیم.
the restaurant had a policy for unconsumed meals.
رستوران برای وعدههای غذایی مصرفنشده سیاستی داشت.
unconsumed products were returned to the supplier.
محصولات مصرفنشده به تامینکننده بازگردانده شدند.
he was concerned about the unconsumed budget.
او در مورد بودجه مصرفنشده نگران بود.
unconsumed items can be recycled or reused.
مواد مصرفنشده را میتوان بازیافت یا دوباره استفاده کرد.
they tracked the unconsumed inventory closely.
آنها موجودی مصرفنشده را به دقت ردیابی میکردند.
the charity focuses on unconsumed goods for donation.
خیریه بر روی کالاهای مصرفنشده برای اهدای تمرکز دارد.
she was surprised by the amount of unconsumed supplies.
او از میزان لوازم مصرفنشده تعجب کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید