unconsumed

[ایالات متحده]/ʌn.kənˈsjuːmd/
[بریتانیا]/ʌn.kənˈsuːmd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. استفاده نشده یا خورده نشده

عبارات و ترکیب‌ها

unconsumed resources

منابع استفاده‌نشده

unconsumed food

غذاهای مصرف‌نشده

unconsumed energy

انرژی مصرف‌نشده

unconsumed products

محصولات مصرف‌نشده

unconsumed materials

مواد مصرف‌نشده

unconsumed time

زمان استفاده‌نشده

unconsumed items

موارد استفاده‌نشده

unconsumed goods

کالا‌های مصرف‌نشده

unconsumed capacity

ظرفیت استفاده‌نشده

unconsumed opportunities

فرصت‌های استفاده‌نشده

جملات نمونه

the unconsumed food was donated to the shelter.

غذاهای مصرف‌نشده به پناهگاه اهدا شد.

she felt guilty about the unconsumed resources.

او در مورد منابع مصرف‌نشده احساس گناه می‌کرد.

we need to reduce the amount of unconsumed energy.

ما باید میزان انرژی مصرف‌نشده را کاهش دهیم.

the restaurant had a policy for unconsumed meals.

رستوران برای وعده‌های غذایی مصرف‌نشده سیاستی داشت.

unconsumed products were returned to the supplier.

محصولات مصرف‌نشده به تامین‌کننده بازگردانده شدند.

he was concerned about the unconsumed budget.

او در مورد بودجه مصرف‌نشده نگران بود.

unconsumed items can be recycled or reused.

مواد مصرف‌نشده را می‌توان بازیافت یا دوباره استفاده کرد.

they tracked the unconsumed inventory closely.

آنها موجودی مصرف‌نشده را به دقت ردیابی می‌کردند.

the charity focuses on unconsumed goods for donation.

خیریه بر روی کالاهای مصرف‌نشده برای اهدای تمرکز دارد.

she was surprised by the amount of unconsumed supplies.

او از میزان لوازم مصرف‌نشده تعجب کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید