unspent

[ایالات متحده]/ʌn'spent/
[بریتانیا]/ʌn'spɛnt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. هنوز صرف نشده; به طور کامل استفاده نشده; هنوز معتبر.

جملات نمونه

he shook with unspent rage.

او با خشم فروخورده به لرزه افتاد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید