uncontagiousness

[ایالات متحده]//ˌʌn.kənˈteɪ.dʒəs.nəs//
[بریتانیا]//ˌʌn.kənˈteɪ.dʒəs.nəs//

ترجمه

n. کیفیتی یا وضعیتی که واگیردار نیست؛ ناتوانی در انتقال از طریق عفونت یا تماس؛ فقدان قابلیت انتقال یک بیماری، عامل بیماری‌زا یا وضعیت؛ غیر واگیردار بودن؛ درجه‌ای که چیزی از یک شخص یا موجود زنده به دیگری منتقل نمی‌شود.

عبارات و ترکیب‌ها

prove uncontagiousness

اثبات عدم قابلیت انتقال

complete uncontagiousness

عدم قابلیت انتقال کامل

ensure uncontagiousness

تضمین عدم قابلیت انتقال

temporary uncontagiousness

عدم قابلیت انتقال موقت

natural uncontagiousness

عدم قابلیت انتقال طبیعی

uncontagiousness confirmed

عدم قابلیت انتقال تأیید شد

uncontagiousness remains

عدم قابلیت انتقال همچنان پابرجاست

uncontagiousness matters

عدم قابلیت انتقال مهم است

uncontagiousness levels

سطوح عدم قابلیت انتقال

measure uncontagiousness

اندازه‌گیری عدم قابلیت انتقال

جملات نمونه

researchers measured the uncontagiousness of the virus in vaccinated groups and found no community spread.

محققان عدم قابلیت انتقال ویروس را در گروه‌های واکسینه‌شده اندازه‌گیری کردند و دریافتند که هیچ‌گونه انتقال در جامعه وجود ندارد.

the lab report confirmed the uncontagiousness of the sample after repeated culture tests.

گزارش آزمایشگاهی عدم قابلیت انتقال نمونه را پس از آزمایش‌های کشت تکراری تأیید کرد.

doctors emphasized the uncontagiousness of the condition to reassure worried family members.

پزشکان بر عدم قابلیت انتقال وضعیت تأکید کردند تا اعضای خانواده نگران را آرام کنند.

the investigation focused on proving the uncontagiousness of the exposure in the workplace.

تحقیقات بر اثبات عدم قابلیت انتقال قرار گرفتن در معرض خطر در محل کار متمرکز بود.

clear signage helped communicate the uncontagiousness of the rash and reduced panic in the school.

علائم واضح به برقراری ارتباط در مورد عدم قابلیت انتقال بثورات پوستی کمک کرد و باعث کاهش وحشت در مدرسه شد.

public health officials issued a statement on the uncontagiousness of the strain under current conditions.

مسئولان بهداشت عمومی بیانیه‌ای در مورد عدم قابلیت انتقال سویه در شرایط فعلی منتشر کردند.

the nurse explained the uncontagiousness of the symptoms and recommended routine rest and fluids.

پرستار در مورد عدم قابلیت انتقال علائم توضیح داد و استراحت و مایعات روتین را توصیه کرد.

they relied on clinical evidence to demonstrate the uncontagiousness of the infection after treatment.

آنها برای نشان دادن عدم قابلیت انتقال عفونت پس از درمان به شواهد بالینی تکیه کردند.

to avoid misinformation, the briefing highlighted the uncontagiousness of the reaction to the medication.

برای جلوگیری از اطلاعات نادرست، نشست در مورد عدم قابلیت انتقال واکنش به دارو تأکید کرد.

the committee debated whether the uncontagiousness of the pathogen justified lifting restrictions.

کمیته در مورد اینکه آیا عدم قابلیت انتقال پاتوژن توجیه لغو محدودیت‌ها را می‌کند یا خیر، بحث کرد.

after follow-up testing, the team documented the uncontagiousness of the case and closed contact tracing.

پس از آزمایش‌های پیگیری، تیم عدم قابلیت انتقال مورد را مستند کرد و ردیابی تماس را متوقف کرد.

she cited the uncontagiousness of the ailment when requesting to return to work immediately.

وی در درخواست بازگشت فوری به محل کار به عدم قابلیت انتقال بیماری اشاره کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید