uncorroborated

[ایالات متحده]/ˌʌnkə'rɔbə,reitid/
[بریتانیا]/ˌʌnkəˈrɑbəˌretɪd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. تأیید نشده

جملات نمونه

the unreliability of uncorroborated confessions.

ناپایداری اعترافات تایید نشده

Attorneys for Redding say Wilson had no evidence of any wrongdoing on her part aside from a vague, uncorroborated statement from Glines, who had already been caught with drugs and faced punishment.

وکلای ردینگ می‌گویند ویلسون هیچ مدرکی مبنی بر تقصیر او به جز یک اظهارنظر مبهم و تایید نشده از طرف گلاینز نداشت که خود او قبلاً با مواد مخدر دستگیر شده و با مجازات روبرو شده بود.

The witness's testimony was uncorroborated.

شهادت شاهد تایید نشده بود.

The journalist published the uncorroborated story.

روزنامه‌نگار داستان تایید نشده را منتشر کرد.

The police couldn't act on uncorroborated information.

پولیس نمی‌توانست بر اساس اطلاعات تایید نشده اقدام کند.

The court dismissed the uncorroborated evidence.

دادگاه شواهد تایید نشده را رد کرد.

The uncorroborated rumors spread quickly.

شایعات تایید نشده به سرعت پخش شد.

She refused to believe the uncorroborated claims.

او از باور کردن ادعاهای تایید نشده امتناع کرد.

His alibi was uncorroborated by any witnesses.

اطلاع‌رسانی او توسط هیچ شاهد دیگری تایید نشد.

The decision was based on uncorroborated information.

تصمیم بر اساس اطلاعات تایید نشده اتخاذ شد.

The report was deemed uncorroborated and unreliable.

گزارش غیرقابل تایید و غیرقابل اعتماد تشخیص داده شد.

Without any evidence, the claim remained uncorroborated.

بدون هیچ مدرکی، ادعا همچنان تایید نشده باقی ماند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید