unsubstantiated

[ایالات متحده]/ˌʌnsəbˈstænʃieɪtɪd/
[بریتانیا]/ˌʌnsəbˈstænʃieɪtɪd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. بدون پشتیبانی از شواهد؛ فاقد پایه واقعی.

عبارات و ترکیب‌ها

unsubstantiated rumors

شایعات تایید نشده

unsubstantiated claims

ادعاهای تایید نشده

جملات نمونه

He spent much of the campaign on the low road, making scurrilous and unsubstantiated remarks about the incumbent's past.

او بخش زیادی از کمپین را در مسیر پایین گذراند و اظهارات بی‌ربط و غیرقابل اثبات در مورد گذشته نامزد فعلی کرد.

There are many unsubstantiated rumors circulating about the company.

در مورد شرکت شایعات تأیید نشده زیادی در حال گردش است.

The article was full of unsubstantiated claims.

مقاله پر از ادعاهای تأیید نشده بود.

The police dismissed the report as unsubstantiated.

پلیس گزارش را به عنوان تأیید نشده رد کرد.

She was accused of making unsubstantiated allegations against her colleague.

او به مطرح کردن ادعاهای تأیید نشده علیه همکارش متهم شد.

The theory is based on unsubstantiated assumptions.

این نظریه بر اساس فرضیات تأیید نشده استوار است.

The witness testimony was deemed unsubstantiated by the court.

شهادت شاهد توسط دادگاه تأیید نشده تشخیص داده شد.

The media should not spread unsubstantiated information.

رسانه ها نباید اطلاعات تأیید نشده را منتشر کنند.

The company denied the unsubstantiated claims of fraud.

شرکت ادعاهای تأیید نشده تقلب را رد کرد.

The accusations were deemed unsubstantiated and baseless.

اتهامات تأیید نشده و بی اساس تشخیص داده شد.

It is important to verify information before spreading unsubstantiated rumors.

قبل از انتشار شایعات تأیید نشده، تایید اطلاعات مهم است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید