uncurved

[ایالات متحده]/[ʌnˈkɜːvd]/
[بریتانیا]/[ʌnˈkɝːvd]/

ترجمه

adj. دارای شکل مستقیم یا کمی گرد؛ منحنی ندارند.؛ بدون منحنی یا زاویه.

عبارات و ترکیب‌ها

uncurved surface

سطح بدون خم

staying uncurved

ماندن بدون خم

uncurved line

خط بدون خم

perfectly uncurved

کاملاً بدون خم

uncurved path

مسیر بدون خم

an uncurved rail

یک ریل بدون خم

be uncurved

بدون خم شدن باش

uncurved design

طراحی بدون خم

uncurved edge

کناره بدون خم

uncurved wood

چوب بدون خم

جملات نمونه

the uncurved coastline stretched for miles.

ساحل بدون خم چند مایل به طول انجامید.

he preferred an uncurved path through the woods.

او مسیری بدون خم از طریق جنگل را ترجیح می‌داد.

the architect designed an uncurved facade for the building.

معمار یک فیacades بدون خم برای ساختمان طراحی کرد.

the uncurved handle felt awkward in her hand.

مقبض بدون خم در دست او غیرمعمول به نظر می‌رسید.

the uncurved line created a sense of stability.

خط بدون خم حس ثباتی ایجاد کرد.

she liked the uncurved simplicity of the design.

او سادگی بدون خم طراحی را دوست داشت.

the uncurved road led directly to the town.

جاده بدون خم مستقیماً به شهر می‌رسید.

the dancer favored an uncurved posture.

نوازندگان وضعیت بدون خم را ترجیح می‌دادند.

the uncurved beam supported the heavy roof.

تیر بدون خم سقف سنگین را حمایت می‌کرد.

he drew an uncurved line across the page.

او یک خط بدون خم روی صفحه رسم کرد.

the uncurved surface reflected the sunlight.

سطح بدون خم نور خورشید را منعکس کرد.

the uncurved railing provided a safe barrier.

بام تابلو بدون خم مانع ایمنی ایجاد کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید