uncuttable

[ایالات متحده]/ʌnˈkʌtəbl/
[بریتانیا]/ʌnˈkʌtəbl/

ترجمه

adj. قابل برش یا تقسیم نیست

عبارات و ترکیب‌ها

uncuttable bond

پیوند غیرقابل قطع

uncuttable material

مواد غیرقابل قطع

uncuttable force

نیروی غیرقابل قطع

uncuttable value

ارزش غیرقابل قطع

uncuttable truth

حقیقت غیرقابل قطع

uncuttable chain

زنجیر غیرقابل قطع

uncuttable fabric

پارچه غیرقابل قطع

uncuttable connection

ارتباط غیرقابل قطع

uncuttable line

خط غیرقابل قطع

uncuttable limit

محدودیت غیرقابل قطع

جملات نمونه

the bond between family is often uncuttable.

پیوند خانوادگی اغلب قابل قطع نیست.

some friendships are uncuttable, no matter the distance.

برخی از دوستی‌ها غیرقابل قطع هستند، مهم نیست که چه قدر دور باشند.

the love for one's country can feel uncuttable.

عشق به کشور ممکن است غیرقابل قطع به نظر برسد.

in her heart, the memories were uncuttable threads of joy.

در قلب او، خاطرات رشته‌های شادی غیرقابل قطع بودند.

his commitment to the project seemed uncuttable.

تعهد او به پروژه غیرقابل قطع به نظر می‌رسید.

they shared an uncuttable connection through their experiences.

آنها از طریق تجربیات خود یک ارتباط غیرقابل قطع داشتند.

the trust between them felt uncuttable after all these years.

اعتمادی که بین آنها وجود داشت پس از این همه سال غیرقابل قطع به نظر می‌رسید.

some traditions are considered uncuttable in our culture.

برخی از سنت‌ها در فرهنگ ما غیرقابل قطع در نظر گرفته می‌شوند.

his passion for music was uncuttable, driving him forward.

اشتیاق او به موسیقی غیرقابل قطع بود و او را به جلو می‌برد.

the uncuttable ties of loyalty kept them united.

پیوندهای غیرقابل قطع وفاداری آنها را متحد نگه داشت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید