undamaged

[ایالات متحده]/ʌn'dæmɪdʒd/
[بریتانیا]/ʌn'dæmɪdʒd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. بدون آسیب یا نقص; بدون خسارت

جملات نمونه

an undamaged nuclear reactor; undamaged feelings.

یک رآکتور هسته‌ای سالم؛ احساسات سالم.

buildings undamaged during the war.

ساختمان‌ها در طول جنگ آسیب‌ندیده باقی ماندند.

The package arrived undamaged.

بسته بدون آسیب رسید.

She managed to escape the accident undamaged.

او موفق شد از حادثه بدون آسیب فرار کند.

The antique vase remained undamaged during the earthquake.

گلدان عتیقه در طول زلزله بدون آسیب باقی ماند.

The car was undamaged after the collision.

خودرو پس از برخورد بدون آسیب باقی ماند.

The valuable painting was undamaged by the fire.

تابلو نقاشی با ارزش در آتش‌سوزی بدون آسیب باقی ماند.

The house was surprisingly undamaged by the storm.

خانه به طرز شگفت‌آوری در طوفان بدون آسیب باقی ماند.

The computer equipment was undamaged during the move.

تجهیزات کامپیوتر در حین جابجایی بدون آسیب باقی ماند.

The delicate glassware was undamaged during shipping.

وسایل شیشه‌ای ظریف در حین حمل و نقل بدون آسیب باقی ماند.

Her confidence remained undamaged despite the criticism.

اعتماد به نفس او با وجود انتقادها بدون آسیب باقی ماند.

The historical artifacts were undamaged in the museum fire.

اشیای تاریخی در آتش‌سوزی موزه بدون آسیب باقی ماندند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید