well-nourished child
کودک با تغذیه خوب
well-nourished body
بدن با تغذیه خوب
being well-nourished
با تغذیه خوب بودن
well-nourished population
جمعیت با تغذیه خوب
stay well-nourished
با تغذیه خوب بمانید
well-nourished animals
حیوانات با تغذیه خوب
look well-nourished
ظاهر با تغذیه خوب داشته باشید
well-nourished soil
خاک با تغذیه خوب
grow well-nourished
با تغذیه خوب رشد کنید
well-nourished state
وضعیت با تغذیه خوب
the well-nourished child smiled brightly at the teacher.
کودک با تغذیه خوب، با خوشحالی به معلم لبخند زد.
well-nourished livestock are crucial for a thriving farm.
دامهای با تغذیه خوب برای یک مزرعه موفق بسیار مهم هستند.
regular exercise and a well-nourished diet are key to health.
ورزش منظم و رژیم غذایی با تغذیه خوب، کلید سلامتی هستند.
the community focused on ensuring all children were well-nourished.
جامعه بر اطمینان از تغذیه خوب همه کودکان تمرکز کرد.
a well-nourished body can better withstand illness and stress.
بدنی که به خوبی تغذیه شده باشد، میتواند بهتر در برابر بیماری و استرس مقاومت کند.
the study showed a correlation between well-nourished mothers and healthy babies.
این مطالعه ارتباطی بین مادران با تغذیه خوب و نوزادان سالم نشان داد.
access to well-nourished food is a basic human right.
دسترسی به غذای با تغذیه خوب یک حق اساسی بشر است.
the program aimed to improve the well-nourished status of vulnerable populations.
این برنامه برای بهبود وضعیت تغذیه خوب جمعیتهای آسیبپذیر طراحی شده بود.
well-nourished plants produce abundant and healthy crops.
گیاهان با تغذیه خوب محصولات فراوان و سالم تولید میکنند.
the doctor emphasized the importance of a well-nourished lifestyle.
پزشک بر اهمیت یک سبک زندگی با تغذیه خوب تاکید کرد.
well-nourished athletes perform better and recover faster.
ورزشکاران با تغذیه خوب بهتر عمل میکنند و سریعتر بهبود مییابند.
well-nourished child
کودک با تغذیه خوب
well-nourished body
بدن با تغذیه خوب
being well-nourished
با تغذیه خوب بودن
well-nourished population
جمعیت با تغذیه خوب
stay well-nourished
با تغذیه خوب بمانید
well-nourished animals
حیوانات با تغذیه خوب
look well-nourished
ظاهر با تغذیه خوب داشته باشید
well-nourished soil
خاک با تغذیه خوب
grow well-nourished
با تغذیه خوب رشد کنید
well-nourished state
وضعیت با تغذیه خوب
the well-nourished child smiled brightly at the teacher.
کودک با تغذیه خوب، با خوشحالی به معلم لبخند زد.
well-nourished livestock are crucial for a thriving farm.
دامهای با تغذیه خوب برای یک مزرعه موفق بسیار مهم هستند.
regular exercise and a well-nourished diet are key to health.
ورزش منظم و رژیم غذایی با تغذیه خوب، کلید سلامتی هستند.
the community focused on ensuring all children were well-nourished.
جامعه بر اطمینان از تغذیه خوب همه کودکان تمرکز کرد.
a well-nourished body can better withstand illness and stress.
بدنی که به خوبی تغذیه شده باشد، میتواند بهتر در برابر بیماری و استرس مقاومت کند.
the study showed a correlation between well-nourished mothers and healthy babies.
این مطالعه ارتباطی بین مادران با تغذیه خوب و نوزادان سالم نشان داد.
access to well-nourished food is a basic human right.
دسترسی به غذای با تغذیه خوب یک حق اساسی بشر است.
the program aimed to improve the well-nourished status of vulnerable populations.
این برنامه برای بهبود وضعیت تغذیه خوب جمعیتهای آسیبپذیر طراحی شده بود.
well-nourished plants produce abundant and healthy crops.
گیاهان با تغذیه خوب محصولات فراوان و سالم تولید میکنند.
the doctor emphasized the importance of a well-nourished lifestyle.
پزشک بر اهمیت یک سبک زندگی با تغذیه خوب تاکید کرد.
well-nourished athletes perform better and recover faster.
ورزشکاران با تغذیه خوب بهتر عمل میکنند و سریعتر بهبود مییابند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید