underpriced

[ایالات متحده]/[ˈʌndəpraɪst]/
[بریتانیا]/[ˈʌndərpraɪst]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. با قیمتی پایین‌تر از ارزش واقعی؛ ارزان‌تر از آنچه باید.
v. فروختن چیزی با قیمتی پایین‌تر از ارزش واقعی.

عبارات و ترکیب‌ها

underpriced stock

سهم تحقیق قیمت

severely underpriced

سهم تحقیق قیمت شدید

underpriced goods

کالای تحقیق قیمت

being underpriced

در حال تحقیق قیمت

considered underpriced

به عنوان تحقیق قیمت در نظر گرفته شده

underpriced offer

پیشنهاد تحقیق قیمت

initially underpriced

اولیه تحقیق قیمت

market underpriced

بازار تحقیق قیمت

too underpriced

خیلی تحقیق قیمت

underpriced assets

دارایی های تحقیق قیمت

جملات نمونه

the small-cap stock is currently underpriced given its growth potential.

سهم کوچک بازار به دلیل پتانسیل رشد خود در حال حاضر ارزش خود را به درستی نشان نمی‌دهد.

analysts believe the company's shares are significantly underpriced by the market.

تحلیلگران معتقدند که سهام این شرکت به طور قابل توجهی توسط بازار ارزش‌گذاری نشده‌اند.

we think this property is seriously underpriced in the current real estate market.

ما فکر می‌کنیم این ملک در بازار املاک فعلی به طور جدی ارزش خود را به درستی نشان نمی‌دهد.

the startup's innovative technology makes its stock appear underpriced.

فناوری نوآور این شرکت اولیه باعث می‌شود سهم آن به نظر ارزش‌گذاری نشده‌ای دهد.

compared to its competitors, the product is considerably underpriced.

مقایسه با رقبا نشان می‌دهد که محصول به طور قابل توجهی ارزش‌گذاری نشده‌است.

the bond was underpriced relative to similar offerings in the past.

این اوراق بهادار نسبت به ارائه‌های مشابه در گذشته ارزش‌گذاری نشده‌اند.

many investors believe the company is currently underpriced and a good buy.

بanyak سرمایه‌گذاران معتقدند که این شرکت در حال حاضر ارزش‌گذاری نشده و خرید خوبی است.

the artist's work is often considered to be underpriced in the art world.

کار هنرمند اغلب در جهان هنر به عنوان ارزش‌گذاری نشده در نظر گرفته می‌شود.

despite the risks, the asset appears underpriced for the potential return.

در دلیل خطرات، دارایی به نظر می‌رسد که نسبت به بازده پتانسیلی ارزش‌گذاری نشده است.

the restaurant's delicious food is surprisingly underpriced for its location.

غذا لذیذ این رستوران به دلیل موقعیت آن به نظر می‌رسد که به طور شگفت‌آوری ارزش‌گذاری نشده است.

the team's performance suggests their talent is currently underpriced.

عملکرد این تیم نشان می‌دهد که استعداد آن‌ها در حال حاضر ارزش‌گذاری نشده است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید